فیک کوک پارت =۳
فیک کوک پارت =۳
ویو ا.ت
یه روز بدی رو گذرونده بودم چون هیچ کاری پیدا نکرده بودم وایه همین تصمیم گرفتم برم خونه ، یه نگاهی به ساعتم انداختم دیدم ساعت ۴:۰۰ بود که یدفعه یه برگه ای زیر پام همراه با باد اومده بود ، یه نگاهی به برگه انداختم دیدم یه شرکت بزرگ در بخش طراحی نیاز به کارمند داره چشمام برق زد
که صدای زنگ گوشیم رو شنیدم با دیدن اسم روی گوشیم یه لبخندی زدم و تماس رو پاسخ دادم
مکالمه ی لنا و ا.ت ( علامت لنا ×) ( علامت ا.ت + )
× سلام عشقم خوبی ؟
+ سلام لنا جونم خوبن تو چطوری ؟
× عالیم الان وقت داری بریم یکم خرید کنیم ؟
+ امممم فک کنم آره ولی باید یه سر برم خونه آماده شم
× باشه عشقم پس من یه ساعت دیگه میام دنبالت ولی باید قبل داداشم تو خونه باشم
+ آها باشه عشقم مشکلی ندارم پس فعلا خدافظ
و گوشی رو قطع کرد
ویو کوک
امروز روز خیلی بدی برام بود چون توی بخش طراحی یه کارمندان استفاء داده بود و کلی کار بهم ریخته بود
منم واسه همین تصمیم گرفتم امروز یکم بیشتر تو شرکت بمونم و دنبال کارمند بگردم ، پس زود به لنا زنگ زدم
مکالمه ی لنا و کوک ( علامت کوک - )
- الو لنا خوبی ؟
× آره داداشی خوبم یکم دیگه میخواییم با ا.ت بریم خرید
- آها خوبه ، لنا من امروز یکم دیر میام خونه بهتره به دوستت بگی با او بمونه چون امکان داره امشب نیام خونه
× آها باشه خدافظ فعلا
- باشه مراقب خودت باش
و گوشی رو قطع کرد
ویو لنا
زود آماده شدم و راه افتادم به سمت خونه ا.ت تا باهم بریم
داستان ادامه دارد ...
ویو ا.ت
یه روز بدی رو گذرونده بودم چون هیچ کاری پیدا نکرده بودم وایه همین تصمیم گرفتم برم خونه ، یه نگاهی به ساعتم انداختم دیدم ساعت ۴:۰۰ بود که یدفعه یه برگه ای زیر پام همراه با باد اومده بود ، یه نگاهی به برگه انداختم دیدم یه شرکت بزرگ در بخش طراحی نیاز به کارمند داره چشمام برق زد
که صدای زنگ گوشیم رو شنیدم با دیدن اسم روی گوشیم یه لبخندی زدم و تماس رو پاسخ دادم
مکالمه ی لنا و ا.ت ( علامت لنا ×) ( علامت ا.ت + )
× سلام عشقم خوبی ؟
+ سلام لنا جونم خوبن تو چطوری ؟
× عالیم الان وقت داری بریم یکم خرید کنیم ؟
+ امممم فک کنم آره ولی باید یه سر برم خونه آماده شم
× باشه عشقم پس من یه ساعت دیگه میام دنبالت ولی باید قبل داداشم تو خونه باشم
+ آها باشه عشقم مشکلی ندارم پس فعلا خدافظ
و گوشی رو قطع کرد
ویو کوک
امروز روز خیلی بدی برام بود چون توی بخش طراحی یه کارمندان استفاء داده بود و کلی کار بهم ریخته بود
منم واسه همین تصمیم گرفتم امروز یکم بیشتر تو شرکت بمونم و دنبال کارمند بگردم ، پس زود به لنا زنگ زدم
مکالمه ی لنا و کوک ( علامت کوک - )
- الو لنا خوبی ؟
× آره داداشی خوبم یکم دیگه میخواییم با ا.ت بریم خرید
- آها خوبه ، لنا من امروز یکم دیر میام خونه بهتره به دوستت بگی با او بمونه چون امکان داره امشب نیام خونه
× آها باشه خدافظ فعلا
- باشه مراقب خودت باش
و گوشی رو قطع کرد
ویو لنا
زود آماده شدم و راه افتادم به سمت خونه ا.ت تا باهم بریم
داستان ادامه دارد ...
- ۱۶۳
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط