{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶




خونه بودم نادیا بهم زنگ زدو گفت ببخشید بابت توهم نزاشتی حرفشو تموم که و گوشیو قطع کردی
بعد یه ساعت محمد بهت زنگ زد تو هم جواب دادی...

میشنوم
_ سلام خوبی
اره بگو کار دارم
_ساعت ۶:۰۰ بیا سینما
نمیتونم
_لطفا
ببینم چی میشه

همون لحظه نیما بهت زنگ‌ زد
-سلام سیلوا
سلام نیما . جونم کاری داری
-امروز ساعت۶:۰۰ میخوام یه برنامه ی یوتویوب بگیرم
خوب
-توهم بیای خیلی خوبه
باشه حتما

تو مشکوک شدی که هردو تو یه ساعت بهت کاریو گفتن ولی....
رفتی پیش نیما میخواستی در بزنی که محمد بهت زنگ زد و تو بایه صدای اروم ولی سریع گفتی نمیام
و قطع کردی
رفتی داخل و...





«مایل به پارت ۷🎀»
دیدگاه ها (۴)

یکی از شما خوشملا

بچه ها من قربونتون بشم اگه بتونم سناریو رو تا صبح براتون مین...

پارت ۵تا چشمامو باز کردم دیدم که...اون ستا پشت درن «نیما نیو...

پارت۹🎀-باشه یه ماه خوبه سیلوااره توی یک ماه 👇🏻👇🏻هفته ی اول د...

پارت۸🎀نیما هم نیست و نگران شدی همه مهمونا بودن جز نیما محمد ...

پارت ۱۱🎀نیواد بس کن وگرنه همه چیو بهش میگمنیواد هم بسترو گذا...

رمان مافیایی جونگ کوک (عررر)

پارت ۷😊دیدی که نیما یه دونه کیک داره و داره بهت میگه تولدت م...

پارت ۱۰ 🤣🎀محمد در خونتو زد باز کردی حالتای عصبی داشت نه سلام...

پارت ۴ نادیا رو دیدم نادیا بهم گفت نیما به من گفته با تو تو ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part76صبح با صدای بابا بیدار شدمداشت با تلفن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط