{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق اول

عشق اول
2
دکتر چته
هیونا ببخشید
هیونا
تهیونگ دو روز بود بیدار نشده بود امروز دیدم چشماش بازه رفتم دیدم تهیونگ بهوش اومده
تهیونگ
پاشدم دیدم یه دختر جذاب پیشمه خیلی خوشگل بود
دیدم داره میاد سمتم زود پاشدم
یکدفعه دکتر اومد
دکتر: سلام اقای تهیونگ حالتون خوبه
تهیونگ: بله ممنون
دکتر: هیونا برو از اتاق بیرون با اقای تهیونگ کار دارم
هیونا: چشم
دکتر: اقای تهیونگ شما اسیب زیادی دیده بودین هیونا از شما مراقبت کرد دیگه مراقب خودتون باشین
تهیونگ: چشم
تهیونگ
دکتر رفت و هیونا اومد
تهیونگ: چه اسم قشنگی داری
هیونا لپاش قرمز شد
داشتم از خنده میترکیدم ذیگه نتونستم خودمو کنترل کنم خندیدم
هیونا: به چی میخندی
تهیونگ: هیچی
دیدگاه ها (۱)

عشق اول 1شخصیتهیونا سن 21خانواده پدر مادر خواهر کوچک تر شغل...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

همیشگی من

#P𝗔R𝗧 : 9 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط