عشق اول
عشق اول
1
شخصیت
هیونا
سن 21
خانواده پدر مادر خواهر کوچک تر
شغل پرستار بیمارستان
تهیونگ
سن 25
خانواده. پدر مادر برادر و خواهر کوچک تر
شغل عضو گروه بی تی اس
داستان درباره ی هیونا و تهیونگ هست
تهیونگ
یک روز روز کنسرت بود صبح خوابم برده بود یکدفعه پاشدم دیدم خواب موندم زود لباسامو پوشیدم و رفتم سوار ماشینم شدم و رفتم سر کار رفتم دیدم اعضا بدون من اجرا کردن خیلی عصبی شدم و رفتم سوار ماشین شدم داشتم میرفتم خونه که یهو تصادف کردم
هیونا
داشتم میرفتم سرکار که دیدم تصادف شده بردمشون زود بیمارستان اقای تهیونگ خیلی اسیب دیده بود و عملش کردن بعد عمل تموم شد
دکتر: هیونا تو از اقای تهیونگ مرافبت میکنی
من عاشق تهیونگ بودم و جیغ زدم با ذوق
1
شخصیت
هیونا
سن 21
خانواده پدر مادر خواهر کوچک تر
شغل پرستار بیمارستان
تهیونگ
سن 25
خانواده. پدر مادر برادر و خواهر کوچک تر
شغل عضو گروه بی تی اس
داستان درباره ی هیونا و تهیونگ هست
تهیونگ
یک روز روز کنسرت بود صبح خوابم برده بود یکدفعه پاشدم دیدم خواب موندم زود لباسامو پوشیدم و رفتم سوار ماشینم شدم و رفتم سر کار رفتم دیدم اعضا بدون من اجرا کردن خیلی عصبی شدم و رفتم سوار ماشین شدم داشتم میرفتم خونه که یهو تصادف کردم
هیونا
داشتم میرفتم سرکار که دیدم تصادف شده بردمشون زود بیمارستان اقای تهیونگ خیلی اسیب دیده بود و عملش کردن بعد عمل تموم شد
دکتر: هیونا تو از اقای تهیونگ مرافبت میکنی
من عاشق تهیونگ بودم و جیغ زدم با ذوق
- ۱.۵k
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط