{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجای این شب سنگی خودم را جاکنم امشب

کجای این شب سنگی ، خودم را جاکنم امشب
خودِ گُم کرده را آخر ،کجا پیدا کنم امشب...

شبی تارست و بی روزن ؛ غم است و خستگی با من
نمی دانم چگونه ، باغمت ، فردا کنم امشب...

شرابی نیست ، خوابی نیست ، نور آفتابی نیست
چگونه از سرم ، یاد و خیالت ، وا کنم امشب...

زچشم سایه ها پنهان ، خودم را می کشم هرجا
مگر پیدا تو را جایی ، منِ رسوا کنم امشب...

کجا پنهان شدی ازمن ، تو ای عشق توان فرسا
که باید هستی ام را ازهمه ، حاشا کنم امشب...

خراب غربت خویشم ، غریب لحظه ها ، بی تو
چگونه با غریبی های تلخم ، تا کنم امشب...

کسی دردم نمی داند ، کسی حرفم نمی خواند
دگر باید خودم را از جهان منها کنم امشب..
دیدگاه ها (۳)

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من ...

با نگاهت دل به دریا می رود پر ز طـــوفان تا غزلها می رودبا ش...

.باغ لبهایت انار و طعم چشمانت عسلخنده هایت استعاره ، عشق تو ...

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟این دلم دست تو بوده به کجایش ...

neme:زندگی زیر سایه تو p:2...........چند سال از اون ماجرا می...

قاتل من 🩸🌚(p3)جونگکوک شلاق رو کنار زد رفت بیرون از اتاق تا ت...

رمان نخ سرخ عشق     part17الکس : ولی من خودم دیدم که مایک تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط