{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم از نام خزان می‌لرزد

دلم از نام خزان می‌لرزد
زانکه من زاده‌ی تابستانم!

شعر من آتش ِ پنهان ِمن است
روز و شب شعله کشد در جانم.

می‌رسد سردی ِ پاییز ِ حیات،
تاب ِ این سیل ِ بلاخیزم نیست

غنچه‌ام غنچه‌ی نشکفته به کام،
طاقت سیلی پاییزم نیست!
دیدگاه ها (۵۴)

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁸صدای اولین پرنده‌ها هنوز در جنگل ن...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

چند پارتی جونگ کوک

دلم از نام خزان می‌لرزدزانکه من زاده‌ی تابستانم!شعر من آتش ِ...

🍁 دلـــم ازنام خــزان می‌لـرزدزانکه مـــن زاده‌ی تـابستـانم!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط