دلم از نام خزان می‌لرزد

دلم از نام خزان می‌لرزد
زانکه من زاده‌ی تابستانم!

شعر من آتش ِ پنهان ِمن است
روز و شب شعله کشد در جانم.

می‌رسد سردی ِ پاییز ِ حیات،
تاب ِ این سیل ِ بلاخیزم نیست

غنچه‌ام غنچه‌ی نشکفته به کام،
طاقت سیلی پاییزم نیست!
دیدگاه ها (۵۴)

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

دلم از نام خزان می‌لرزدزانکه من زاده‌ی تابستانم!شعر من آتش ِ...

🍁 دلـــم ازنام خــزان می‌لـرزدزانکه مـــن زاده‌ی تـابستـانم!...

دلم از نام خزان می‌لرزدزانکه من زاده‌ی تابستانم!شعر من آتش ِ...

دلم از نام خزان می‌لرزدزانکه من زاده‌ی تابستانم!شعر من آتش پ...

دلم از نام خزان می‌لرزدزانکه من زاده‌ی تابستانم!شعر من آتش ِ...

دلم از نام خزان می‌لرزدزانکه من زاده‌ی تابستانم!شعر من آتش ِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط