گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم
گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم
بشکستم قسم و عاشق آن ناز شدم
عهد کردم که به این غائله پایان بدهم
باز در دفتر تو ، جمله ی آغاز شدم
چو به سر پنجه ی تو ، تار دل آمد هیجان
به نوایی ز تو و کوک لبت ساز شدم
آسمانی تر از آن آبی چشمان تو نیست
که به آن بال نظر در خط پرواز شدم
تو همان آیه عشقی که به صد معجزه ات
به کتاب غزلی ، قصه ی اعجاز شدم
نشنیدی ز من آن " بحر طویل " عطشم
که چنین معتکف ساحل "ایجاز " شدم..
بشکستم قسم و عاشق آن ناز شدم
عهد کردم که به این غائله پایان بدهم
باز در دفتر تو ، جمله ی آغاز شدم
چو به سر پنجه ی تو ، تار دل آمد هیجان
به نوایی ز تو و کوک لبت ساز شدم
آسمانی تر از آن آبی چشمان تو نیست
که به آن بال نظر در خط پرواز شدم
تو همان آیه عشقی که به صد معجزه ات
به کتاب غزلی ، قصه ی اعجاز شدم
نشنیدی ز من آن " بحر طویل " عطشم
که چنین معتکف ساحل "ایجاز " شدم..
- ۱.۵k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط