{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم

گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم
بشکستم قسم و عاشق آن ناز شدم

عهد کردم که به این غائله پایان بدهم
باز در دفتر تو ، جمله ی آغاز شدم

چو به سر پنجه ی تو ، تار دل آمد هیجان
به نوایی ز تو و کوک لبت ساز شدم

آسمانی تر از آن آبی چشمان تو نیست
که به آن بال نظر در خط پرواز شدم

تو همان آیه عشقی که به صد معجزه ات
به کتاب غزلی ، قصه ی اعجاز شدم

نشنیدی ز من آن " بحر طویل " عطشم
که چنین معتکف ساحل "ایجاز " شدم..
دیدگاه ها (۲)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

گفته بودم نشوم عاشق تو باز شدم بشکستم قسم و عاشق آن ناز شدمع...

سکوت عشق

گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم بشکستم قسم و عاشق آن ناز شد...

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم خود را که به آن راه زدی باز...

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم خود را که به آن راه زدی باز...

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم خود را که به آن راه زدی باز...

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم خود را که به آن راه زدی باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط