{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم برازجون، بیمارستان نوبت دکتر داشتم یهو دیدم یه پیرز

رفتم برازجون، بیمارستان نوبت دکتر داشتم یهو دیدم یه پیرزن رو تخت خوابیده دارن از تو بیمارستان درش میارن پیش خودم گفتم حتما تموم کرده. خیلی متاثر شدم گفتم یه خونواده عزادار شدن. یهو دیدم نه بابا بلند شد نشست از اون طرف هم یکی دیگه قلیون به دست داره میاد طرفش هیچی دیگه اوردنش بیرون قلیون بکشه بعد دوباره ببرنش داخل واسه عمل.
دیدگاه ها (۲)

فرشهای سه بعدی اگر جرات داری روش بشین ‼‼‼‼

به افتخار همه مادرالایکککک

این هم دو قلو های من

فیک افسرده پارت پنج

یادگاری از عشقp³"ویو شب"رفتیم بار که دیدیم طبق معمول روی صحن...

my love part 29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط