بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 100

(جنی)
چشمامو باز کردم فکر کردم مردم اما دیدم جونگکوک و جیمین پیشم نشستن ویندوزم هنوز بالا نیومده بود که گفتم
+ عه نمیدونستم شما دوتاهم مردید
یهو هر دوشون سرشونو بلند کردن جونگکوک بلند شد و با نگرانی به سمتم اومد دستمو گرفت و گفت
_ حالت خوبه جاییت درد نمیکنه
+ نه اوکیم فقط حس میکنم الانه که قطع نخاع بشم
_ هوفف دکتر گفت اگه یکم دیگه اون سنگینی رو روی کولت نگه میداشتی قطعا قطع نخاع میشدی
+ خب هنوز که نشدم هنوز زوده
_ دکتر گفت باید دو ماه تو بیمارستان بستری بمونی که حالت بهتر بشه و مرخصت کنن
+ برو بابا کی به حرف این دکی تقلبیا گوش میده
_ هنوز که هنوزه تخسیت رو کنار نذاشتی
جوابی به حرف جونگکوک ندادم رو به جیمین گفتم
+ اوهوی جیمین من گشنمه برو یه ساندویچ مرغ برام بگیر بیار که مردم از گشنگی
_ از کلمه جادویی استفاده نکردی منم نمیرم
خواستم بلند شم که بزنمش که کمرم گرفت بدم گرفت که جیغم بلند شد
جونگکوک سریع منو خوابوند رو تخت
جیغ و دادم هنوز تموم نشده بود که دکتر اومد داخل و با استرس گفت که بهم ارامش بخش بزنن
سرم رو وارد دستم کردن یکم که گذشت درد کمرم تموم شد چشمامو باز کردم دیدم یه دکتر بالا سرمه سریع گفتم
دیدگاه ها (۰)

بیب من برمیگردمپارت : 101+ دکی من گشنمه یچی بیار کوفت کنم دک...

بیب من برمیگردمپارت : 102در باز شد و شوگا اومد داخل جونگکوک ...

بیب من برمیگردمپارت : 99جنی هنوز از عمارت نیومده بود بیرون ش...

بیب من برمیگردمپارت : 98و با مشت زدم تو صورتش که بیهوش شد تق...

جیمین فیک زندگی پارت ۵۵#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط