{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی
کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم این است صدایم به صدایت نرسد
بِدَوم با سر و سر، باز به پایت نرسد

نکند جای تو را خاطره‌ات پر بکند
فاصله روی تورا سایه تصور بکند
دیدگاه ها (۲)

ما آدمهایی نبودیم...که یکی را بدرقه نکردهدر را رویِ دیگری با...

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذردبر من زغمت به تاب و تب می‌گذ...

دل من در قدم یار غریبانه شکستتپش قلب چنان گشت که آئینه شکستل...

‎‌‌سال ها بعددر حالی که ...موهای معشوقه ات را ...نوازش می کن...

شب تولدم پارت12ات: نمیدونم نمیدونم نمیدونم (داد و گریه) جونگ...

اند آخرpart 29ات ولی یشماره ناشناس بود پیام رو باز کردم و خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط