ناگهان آیینه حیران شد گمان کردم تویی

ناگهان آیینه #حیران شد، #گمان کردم تویی
ماه پشت ابر #پنهان شد، گمان کردم تویی
ردّ پایی تازه از #پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها #هراسان شد، گمان کردم تویی
دیدگاه ها (۲)

ناگهان آیینه #حیران شد، #گمان کردم توییماه پشت ابر #پنهان شد...

ناگهان آیینه #حیران شد، #گمان کردم توییماه پشت ابر #پنهان شد...

کار هر روزم شده بود...تمام ساعت فروشی های شهر را بارها و بار...

پارت ۲ عشق دیوانه

فصل دوم"قدم‌زدن در کهکشانِ "بی خیال،آسمون همچنا تاریک بود، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط