{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مایکی گفت تاکه راستی وسایلت رو به دراکن گفتم بیاره الانا

مایکی گفت تاکه راستی وسایلت رو به دراکن گفتم بیاره الانا میرسه
تاکه گفت ممنون ولی نیازی نبود خودم می‌آوردم
دراکن زنگ در خونه رو میزنه و اما در رو باز میکنه
دراکن سلام بچه ها
ایزانا سلام
مایکی سلام کن چین
تاکه گفت سلام
دراکن گفت مایکی صد بار گفتم اینطوری صدام نکن
راستی تاکه نمیدونستم تو گیتار میزنی
تاکه گفت آره از بچگیم این گیتار رو داشتم
ایزانا گفت تاکه لطفا دوباره گیتار بزن
این دفعه برای هممون
تاکه گفت باشه باشه
تاکه گیتار از دراکن گرفت
و گفت چی دوست دارید بزنم
ایزانا گفت آهنگایی که خودت نوشتی
مایکی گفت چی تاکه تو آهنگم مینویسی
ایزانا گفت نه تنها اهنگ مینویسه بلکه بهترین خواننده ای هستش که من تاحالا دیدم
تاکه گفت باشه پس یکی از اهنگای خودم رو میخونم
تاکه شروع کرد به نواختن گیتار
و آهنگ رو خوند
(اسم اهنگی که می خونه اواز قو نمیدونم شنیدید اهنگه رو)
بعد ۵ دقیقه
دراکن خشکش زده بود
مایکی تعجب کرده بود چون خوندن تاکه خیلی خوب بود
ایزانا گفت عالی بود تاکه
مایکی گفت فوق العاده بود
دراکن گفت بی نظیر بود واقعا خیلی خوب میخونی و ساز میزنی
اما گفت من نمیدونستم آنقدر خوب میخونی
تاکه گفت اونقدر ها هم خوب نخوندم
همه باهم :خیلی هم عالی خوندی
اما یه بویی حس کرد و گفت :وای غذا سوخت
دراکن از تاکه پرسید تاکه تو چی شود که رفتی گیتار یاد گرفتی
تاکه گفت خب چون خیلی از گیتار خوشم می اومد برای همین از بچگیم یاد گرفتم
مایکی گفت تاکه بعدا باز برامون گیتار بزن
تاکه گفت باشه
دیدگاه ها (۷)

اهنگی که تاکه خوند

۲ روز خیلی سریع گذشتتاکه داشت میرفت بیرونایزانا گفت تاکه کجا...

ایزانا گفت که اینطورچیفویو گفت من برم از دکتر بپرسم چند روز ...

سناریو چیفویو ×باجیاسم سناریو گربه دوست داشتنی منامروز باید ...

مایکی گفت منظورت چیه تاکه تاکه آهی کشید و گفتاون هم مثل من م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط