{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می ترسم...

می ترسم...
از جهانی که یخبندان شده
از مردمی که شبیهِ ماشین شده اند
از دلهایی که محبت را منفعت می دانند
و از قابِ عکس هایِ بی روحی؛
که در خیابان، راه می روند...
دلم برای جهانمان می سوزد
و دلگیر می شوم...
خسته‌ام از اینکه همه‌ی راه تنها بودم
تنها مانند یک گنجشک در باران
خسته از این که هیچ‌وقت کسی رو نداشتم...
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
دیدگاه ها (۱)

*سه مهمان بدون موعد می آیند* *( رزق )* ...

درخواستی

درخواستی

*تلخ‌ترین دیدار*نماز عید را که خواندیم، آقا توی جایگاه مخصوص...

فیک او صدای نفس هایم را میشنید.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط