نمیدانم در کدام نقطه از زندگیام هستم که دل و دماغ و حوص

نمی‌دانم در کدام نقطه از زندگی‌ام هستم که دل و دماغ و حوصله‌ای برای هیچ‌چیز -مطلقا هیچ چیز- ندارم و تمام قرارها و دغدغه‌ها و کارها را به زمانی دیگر موکول می‌کنم...
نمی‌دانم در کدامین حفره‌ی زمان گیر کرده‌ام، مشکلم با جهان دقیقا چیست، چقدر تا بهبود فاصله دارم و برای گذار از این برهه‌ی رنج‌آور، باید چه‌کار کنم؟
دیدگاه ها (۲)

راننده تاکسی خط سیدخندان که راه افتاد ضبط را روشن کرد و خانم...

من مجموعه‌ی کامل و بی‌نظیری از گندها و حماقت‌ها هستم. من همی...

من پيوسته از تو گريخته‌ام به اتاقم، کتاب‌هايم، دوستان ديوانه...

بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از این...

My lovely neighbor part : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط