HIDDEN LOVE
HIDDEN LOVE
Part3
کانگ:راستش بورام خدمتکار جدید آخرین نفر از اتاق خارج شد
ویو جونگکوک:با چیزی که گف عصبی شدم من احمق داشتم عاشقش میشدم خوب شد که فهمیدم چه موجودیه.....
ویو بورام:داشتم نرده های حیاط عمارت رو تمیز میکردم دیدم که همه خدمتکار ها دارن پچ پچ میکنن منم رفتم ببینم چشیده ولی کسی متوجهم نشد رفتم کنار یه خدمتکار که داشت با بقیه حرف میزد
که کنارش ایستادم گفتم میشه بگی چی... تا حرفم رو کامل کنم اون دختر جیغ بنفشی کشید گف خودشه خودشه
اون یکی دختر گف: هی تو همونی هستی که از اتاق ارباب چیزی دزدی؟؟
بورام:چی؟دزدی؟من کی دزدی کردم
اون یکی خدمتکار:لازم به انکار نیس همه میدونن که دزدی کردی
یهو سکوت سنگینی همه جارو گرفت همه داشتن به پشت سر من نگاه میکردن تا خواستم برگردم یهو......
Part3
کانگ:راستش بورام خدمتکار جدید آخرین نفر از اتاق خارج شد
ویو جونگکوک:با چیزی که گف عصبی شدم من احمق داشتم عاشقش میشدم خوب شد که فهمیدم چه موجودیه.....
ویو بورام:داشتم نرده های حیاط عمارت رو تمیز میکردم دیدم که همه خدمتکار ها دارن پچ پچ میکنن منم رفتم ببینم چشیده ولی کسی متوجهم نشد رفتم کنار یه خدمتکار که داشت با بقیه حرف میزد
که کنارش ایستادم گفتم میشه بگی چی... تا حرفم رو کامل کنم اون دختر جیغ بنفشی کشید گف خودشه خودشه
اون یکی دختر گف: هی تو همونی هستی که از اتاق ارباب چیزی دزدی؟؟
بورام:چی؟دزدی؟من کی دزدی کردم
اون یکی خدمتکار:لازم به انکار نیس همه میدونن که دزدی کردی
یهو سکوت سنگینی همه جارو گرفت همه داشتن به پشت سر من نگاه میکردن تا خواستم برگردم یهو......
- ۸.۶k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط