HIDDEN LOVE

HIDDEN LOVE
Part3

کانگ:راستش بورام خدمتکار جدید آخرین نفر از اتاق خارج شد

ویو جونگکوک:با چیزی که گف عصبی شدم من احمق داشتم عاشقش میشدم خوب شد که فهمیدم چه موجودیه.....

ویو بورام:داشتم نرده های حیاط عمارت رو تمیز میکردم دیدم که همه خدمتکار ها دارن پچ پچ میکنن منم رفتم ببینم چشیده ولی کسی متوجهم نشد رفتم کنار یه خدمتکار که داشت با بقیه حرف میزد
که کنارش ایستادم گفتم میشه بگی چی... تا حرفم رو کامل کنم اون دختر جیغ بنفشی کشید گف خودشه خودشه
اون یکی دختر گف: هی تو همونی هستی که از اتاق ارباب چیزی دزدی؟؟
بورام:چی؟دزدی؟من کی دزدی کردم
اون یکی خدمتکار:لازم به انکار نیس همه میدونن که دزدی کردی
یهو سکوت سنگینی همه جارو گرفت همه داشتن به پشت سر من نگاه میکردن تا خواستم برگردم یهو......
دیدگاه ها (۱۰)

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

#چند پارتی از تهیونگ وقتی به اجبار ازدواج کردین ولی همدیگه ر...

ادامه پارت (۱۴)

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

#برادر ناتنی من

رمان عشق ممنوع

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط