{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازت متنفرم

ازت متنفرم
پارت𝟙𝟠

جونگکوک یهو محکم زد تو گوش ماریا
ماریا زد زیر گریه و از کلاس رفت بیرون
ات:ه...هی ....چرا اینکارو کردی؟
جونگکوک:دلم خواست
ات :زنگ خونه خورد و رفتم بیرون بارون شدیدی میبارید و هوا سرد بود!!!!
یهو یه چیز گرم دور شونم احساس کردم برگشتم اون کای بود با یه لبخند زیبا درحالی که چتر دستش بود داشت نگام میکرد که یهو چشمم خورد به جونگکوک که بطری ابی که دستش بود رو له کرد و پرت کرد رو زمین و اومد طرفم و دستمو گرفت و کت کای رو پرت کرد طرف کای و کوت خودشو انداخت رو دوشم و براید بغلم کرد و منو برد طرف ماشینش تو بغلش دست و پا میزدم و میگفتم ولم کن!
اما گوش نمیکرد
نگاه کل دانش اموزا رو ما بود مخصوصا ماریا که با صورتی عصبانی نگام میکرد لرزیدم و خودمو جمع کردم تو بغل جونگکوک
جونگکوک:دوسم داری؟
ات:خببب.......
میدونی از همون روز اولی که دیدمت .......



🗿
دیدگاه ها (۴۴)

وܦ̈ࡅ߳ܨ ܩܥܼܢ̣وܝ‌ی‌.......‌....₂ ...

ࡐ‌ܧࡅ߳ܨ ܝ‌ܦ̇ࡅ߳ܨ ܢ̣ߊ‌ܝ‌ ࡐ‌........... ...

ازت متنفرمپارت 𝟙𝟟اون دختر قلدر مدرسه بود که همش خودشو میچسبو...

وܦ̈ࡅ߳ܨ ܩܥܼܢ̣وܝ‌ی‌.......‌....من و جونگکوک رفته بودیم حموم او...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

چندپارتی 🌝درخواستی ✨ p.2بعد چند ساعت گذشت دلش درد میکرد سعی ...

#رُز_زخمی_من part. 75*ات بلند شد و رفت پشت کوک ایستاد و تلاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط