{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـن‌بہ‌قربان‌خداچـون‌‌کہ‌مـراغمگین‌

مـن‌بہ‌قربان‌خداچـون‌‌کہ‌مـراغمگین‌
دیدبھرخوشحالـے‌منּ‌دردلم‌انداخت‌تورآ:)♡
دیدگاه ها (۲)

ازش پرسیدم: این زخما کی خوب میشن؟گفت: نخواه که خوب بشن، بخوا...

و بهار در راه است...باید کتاب را بست،باید بلند شد،در امتداد ...

بابابزرگ بود و یڪ طاقچه پر از نوار ڪاست از نجواهای آرام قدیم...

قرارمان باشدبرای شب چهارشنبه‌ی آخر سالمن می‌ایستم کنار آتشو ...

من به قربان خداچون که مرا غمگین دید؛بهر خوشحالی من در دلم ان...

خداوندا تورا سپاس می‌گویم که به من سپاس گفتن را آموختی...پرو...

چقدر خوبه که یک مرد اینگونه تورا بخواهد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط