{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تَمامِ دلتنگى هايَم را بَرايش نوشته ام؛

تَمامِ دلتنگى هايَم را بَرايش نوشته ام؛
خَط به خَط...روز به روز...
ساعَت به ساعَت...‌‌امّا ميترسَم!
ميترسَم از اينكه بخوانَد وَ با پوزخَندى از كنارَش رَد شوَد!ميترسَم از اينكه بخوانَد وَ با يک "مرسى" گُفتَن،تمامِ تَصوراتَم را خَراب كنَد!ميترسَم از اينكه يک نفَر قبل از مَن،تمامِ اينها را برايَش گفته باشَد!
شُجاعتَم تا همين حَد بود؛
"بَرايَش نِوشتَن"
مَن جراتِ ارسالَش را ندارَم!

‌‌‎‎‎‎‎ ‌‌
دیدگاه ها (۲)

تو باید باشی تا کم نیاورم!باید باشی تا فراموش نکنم نفس کشیدن...

من از كجا بايد مى دانستمچقدر بايد بگذرد ، تا باور كنم ...

قشنــ.ــگ ترین عشق عشقه بچه هاس چون فقط عاشق زیبایی میشند نه...

هر از گاهی خودت را هرس کنشاخه های اضافیت را بچینپای تمام شاخ...

همخونه اجباری... پارت ۱۵۳«ویو پارک دوین»چمدانم را بسته بودم....

[ 🧪 𝑾𝒉𝒂𝒕 𝑰𝒇...? 🧪 ] • • • 𝒘𝒂𝒓𝒏𝒊𝒏𝒈: 𝒏𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒈𝒉𝒕𝒔 𝒂𝒉𝒆...

چپتر دهمدروغ شیرین.لعنت بهت کریستوفر بنگ چرا اینطوری شدی؟ سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط