{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربان طوفانی بود

مهربان طوفانی بود
ان گاه که
باز کرد بروی دلی
پنجره ای را
دیدگاه ها (۳)

هر روز بازی برنده تویی در این شطرنجمن از چشمان ات کیش ومات ...

از شیراز تا نینواهر کس به سوی پیامبر اش روانه است من اینجا ن...

از رویای مهربه غربت آبان کوچ کردمبی آن‌که بالی به سویت گشوده...

رفتی و باران رابردی با خودت از این شهرحالا من مانده‌امو این ...

علیرضاافتخاریصبح خندان ز کجا آمده ایکه چنین عقده گشا آمده ای...

وطن هدیه ای هست که نمی‌شود بکسی ان را هدیه و تقدیم کرد

دلم تنگ شده؛ برای یک حادثه... حادثه ای شبیه کوبیدن باران به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط