روز مرگت مبارک
( روز مرگت مبارک)
پارت اول
فئودور نیکولای
فئولای
میدونم اولش یکم بی ربطه اما بهش وقت بدید درست میشه
یهو دیدی یه کوچول سوکوکو هم توش بود کی به کیه؟
ویو اژانس کاراگاهی:
ویو اتسوشی:
یک هفته میشه که قتل های زیادی از موهبت دار ها توی بندر رخ داده هنوز دلیلش معلوم نشده ولی توجه مافیا رو خیلی جلب کرده چون در این میان یکی از عضای اون ها هم کشته شده
برای همین به اژانس پیشنهاد داده که با چنتا سازمان دیگه یه جلسه برگذار کنن تا بتونن از این تحدید که برای تمام سازمان های موهبت داره جلوگیری کنن و قراره این جلسه به شکل یه مراسم برگذار بشه و ما نه تنها برای رفتن تصمیمی نگرفتیم بلکه
الان تو اتاق جلسه منتظر رانپو_سان هستیم تا بیان که تصمیم بگیریم باید توی جلسه شرکت کرد یا نه
ویو اژانس :
جلسه ساعت : ۱۰:۱۰
رانپو و دازای که مشغول صحبت راجب چیزی بودن که فقط خودشون سر در میاوردن
و بقیه هم هم همه کرده بودند
کنجی هم داشت از خوراکی های رانپو کش میرف و اتسوشی هم تمام تلاششو میکرد بفهمه دازایو رانپو دارن به هم چی میگن
که رانپو بلند میشه و روی میز میکوبه و میگه
رانپو: ما تصمیم گرفتیم!قبول میکنیم!
ویو مافیا:
ویو اکوتاگاوا:
توی اتاق جلسه هم همه شده بود ولی اون صدای همه نبود
صدای چویا که از تصمیم صلح و مرگ یکی از عضای مافیا خونش به جوش اومده بود و الیس که گشنش بود بود
که چویا_سان با ورود موری_سان اروم گرفتن
ویو مافیا:
جلسه: ۱۰:۱۰
اتاق جلسه شلوغ بود همه دلیل تصمیم موری رو میخواستن که با صدای تلفن چویا ساکت شدن
ویو چویا:
از رئیس اجازه خواستم بیرون برم که جواب بدم با کمال میل قبول کرد
منم از اتاق بیرون رفتم و شماره ای که نمیشناختم رو جواب دادم
چویا: بله؟
دازای:سلام.
چویا: دیگه چی میخوای؟
دازای:چویا میخوام به موری بگی اژانس قبول میکنه
چویا: و چرا؟
دازای: هرکی که هست یه موهبت جدید داره که میتونه بدون دست زدن به شخصی بکشتش بهش میگن مرگ خاموش
چویا :خب؟ دخلش به تو چیه؟
دازای : نمیخوام نفرد بعدی شما باشید باشه؟
چویا: ....باشه میگم
دازای:مرسی
صدای هم همه ی اتاق جلسه با ورود چویا با قیافه ی جدی خاموش شد چویا که هنوز تلفن کنار صورتش بود گفت:
اژانس قبول کرده...
پارت اول
فئودور نیکولای
فئولای
میدونم اولش یکم بی ربطه اما بهش وقت بدید درست میشه
یهو دیدی یه کوچول سوکوکو هم توش بود کی به کیه؟
ویو اژانس کاراگاهی:
ویو اتسوشی:
یک هفته میشه که قتل های زیادی از موهبت دار ها توی بندر رخ داده هنوز دلیلش معلوم نشده ولی توجه مافیا رو خیلی جلب کرده چون در این میان یکی از عضای اون ها هم کشته شده
برای همین به اژانس پیشنهاد داده که با چنتا سازمان دیگه یه جلسه برگذار کنن تا بتونن از این تحدید که برای تمام سازمان های موهبت داره جلوگیری کنن و قراره این جلسه به شکل یه مراسم برگذار بشه و ما نه تنها برای رفتن تصمیمی نگرفتیم بلکه
الان تو اتاق جلسه منتظر رانپو_سان هستیم تا بیان که تصمیم بگیریم باید توی جلسه شرکت کرد یا نه
ویو اژانس :
جلسه ساعت : ۱۰:۱۰
رانپو و دازای که مشغول صحبت راجب چیزی بودن که فقط خودشون سر در میاوردن
و بقیه هم هم همه کرده بودند
کنجی هم داشت از خوراکی های رانپو کش میرف و اتسوشی هم تمام تلاششو میکرد بفهمه دازایو رانپو دارن به هم چی میگن
که رانپو بلند میشه و روی میز میکوبه و میگه
رانپو: ما تصمیم گرفتیم!قبول میکنیم!
ویو مافیا:
ویو اکوتاگاوا:
توی اتاق جلسه هم همه شده بود ولی اون صدای همه نبود
صدای چویا که از تصمیم صلح و مرگ یکی از عضای مافیا خونش به جوش اومده بود و الیس که گشنش بود بود
که چویا_سان با ورود موری_سان اروم گرفتن
ویو مافیا:
جلسه: ۱۰:۱۰
اتاق جلسه شلوغ بود همه دلیل تصمیم موری رو میخواستن که با صدای تلفن چویا ساکت شدن
ویو چویا:
از رئیس اجازه خواستم بیرون برم که جواب بدم با کمال میل قبول کرد
منم از اتاق بیرون رفتم و شماره ای که نمیشناختم رو جواب دادم
چویا: بله؟
دازای:سلام.
چویا: دیگه چی میخوای؟
دازای:چویا میخوام به موری بگی اژانس قبول میکنه
چویا: و چرا؟
دازای: هرکی که هست یه موهبت جدید داره که میتونه بدون دست زدن به شخصی بکشتش بهش میگن مرگ خاموش
چویا :خب؟ دخلش به تو چیه؟
دازای : نمیخوام نفرد بعدی شما باشید باشه؟
چویا: ....باشه میگم
دازای:مرسی
صدای هم همه ی اتاق جلسه با ورود چویا با قیافه ی جدی خاموش شد چویا که هنوز تلفن کنار صورتش بود گفت:
اژانس قبول کرده...
- ۶.۰k
- ۰۴ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط