{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رژ لبــِ روی تهــ سیگارمـ را کــ می بینمـ،

رژ لبــِ روی تهــ سیگارمـ را کــ می بینمـ،

بــ یاد اشکــ هایمــ رویــ گیتار می افتمــ و نا خودآگاه بــ رابطهــ یـــ ایندو فکر می کنمـ...

فکر می کنمــ و همیشه نتیجه اینستــ کـ سیگار را باید کشید تا مـُـــرد...
دیدگاه ها (۵)

انسان ها به ناگهان شکسته نمی شوند ؛ این ماییم که دیر به دیر ...

عجیب ست رسمِ آدمیت!بادبادک را در اوج میخواهنداما نخ اش را ره...

دلـــــم یکـــــ کــوچـــهـ میخـــــواهَــــدبـــے بــــن بَ...

همیشه نمی توان زد به بی خیالی و گفت :تنها آمَده اَم ؛ تنها م...

رمان انفجار و امید

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

رمان اجبار تا عشق

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²⁹هلیکوپتر چند متر بالاتر ...

dark life = 17

داستان عاشقانه جدید

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

اعتیاد من بهت.

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط