{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساغرم بشکسته ساقی، خم بده تا سر کِشم

ساغرم بشکسته ساقی، خم بده تا سر کِشم
مست و لایعقل شوم، دل از دل و دلبر کشم

خم بده تا سر کِشم، پیمانه پاسخگو که نیست
مست کن جان مرا، تا درد را کمتر کشم

خم بده ساقی چرا بامن دلت همراه نیست
موعظه بس کن، مکن آتش بر این منبر کشم

ساقیا می را به اجزای تنم آغشته کن
آنقدر آغشته کن، آغشته کن تا پَر کشم

لطف میکن "می" رسان، خم را بده تا سر کشم
یا که مِنت می‌روم بر ساقی دیگر کشم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

انگار نه انگار كه ما عاشق اوئیمیعقوب گرفتار، به پیراهنِ بوئی...

انگار نه انگار كه ما عاشق اوئیمیعقوب گرفتار، به پیراهنِ بوئی...

آن دم که دلم بود و دلت بود و دلشدل دادم و دل رفت به دلدار چه...

آن دم که دلم بود و دلت بود و دلشدل دادم و دل رفت به دلدار چه...

سو آه را سمت یکی از شیشه های اتاق کشاند آوا بازم اخم کرد ، م...

دخترک اشک ریخت و سمت صدا چرخید .. جونگکوک پلک زد و تند با اس...

𝐋𝐈𝐋𝐈:: 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐭𝐰𝐨 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝𝐬𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:: 𝟒𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:: 𝐥𝐢𝐥𝐢---ـ هی! را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط