دکتر و پرستار ها اومدن بیرون

دکتر و پرستار ها اومدن بیرون

جیمین و ات: حال دخترمون چطوره

اعضا: حال جیسو چطوره خوبه

دکتر: ما هر کاری تونستیم کردیم

جیمین : چی میگی

دکتر: تسلیت عرض میکنم

ات: نــــــــه جیسو دخترم

اعضا هم ناراحت بودن بخاطر جیسو

روز خاک سپاری

همه رفته بودن فقط من بودم (جیمین )و

دخترم

جیمین: جیسو عزیزم.....م.میشه بلند

شی......مگه نمیخواستی با عمو کوک بری

بیرون......امروز تولدته ببین برات کیک

خریدم پاشو شمع هاتو فوت کن

برات گل هم خریدم ببخشید باهات بد رفتاری

کردم ک..کاش

هواسم بهت بود پرنسس بابا بلند شو من برات

یه عالمه وسایل خریدم از اونایی

که ........اذیتت میکردن شکایت کردم الان

زندانن داداشات منتظرن

نامجون : جیمین بیا بریم

جیمین : دخترم .....هق .....دختر گلم پاشو
دیگه

نامجون : جیمین اون....اون مرده

جیمین : نــــــــــــ اون زندس

شوگا: جیمین ببین الان حالت خوب نیست بیا
بریم

جیمین : امروز تولدشه میخوام براش شعر
تولد رو بخونم

هق .....ت.تولد ....تولد......هق ....تولدتـــ مبارک پرنسسم

امیدوارم خوب بخوابی 🥲
#brs1army7
دیدگاه ها (۱۸)

ادامه بدم یا نهـــــــــــ#brs1army7

موضوع : عشق منصوعیشخصیت ها: ات و تهیونگ شخصیت های بعدی : اعض...

پارت آخر رو ساعت صادق به بعد میزارم 😂

جیسو: من بین بد و بدتر بد رو انتخاب میکنم جیهوپ: ولی گزینه د...

جیمین فیک زندگی پارت ۵۵#

پارت ۳۸جیمین یه لباس رسمی میپوشه جیمین: زود تر حاضر شو باید ...

سناریو وقتی اعضا پرسینگ دارن و وقتی ات میخواد ببوستشون لبش ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط