حیحی حیحی اون فشاری روانی که گزارش کردی به چپ ترین نقطه ر
عرررررر دیشب خواب دیدم تهیونگ و نامجون اومدن شیراز منم رفتم با نامجون حرف زدم فارسی بلد بود بعد با تهیونگ حرف زدم، بغلش کردم، گونشو بوس کردم بعدشم بهش گفتم میتونی راحت به من اعتماد کنی بهم بگی که واقعا تو و جونگکوک باهم توی رابطه این یا نه که تهیونگ بهم یه چشمک زد بعد با دوتاشون عکس گرفتم عررررررررررررر ادامشو یادم نمیاددددد.
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.