{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگم رو بردم دکتر

مادربزرگم رو بردم دکتر
به دکتره میگه :آقای دکتر یه دارویی بهم بده دردم ساکت بشه

تا فردا برم پیش یه دکتر درست حسابی!





من فقط سقف رو نگاه میکردم  |:

مامانبزرگم^_^

دکتره :'(


علی پروین*-/

#طنز
#جوک
#خنگولستان
#khengoolestan.com
دیدگاه ها (۱)

عروسی دختر تهرانی با یک حیف نون بود،فامیلای عروس دست میزدن و...

✘☜ببیــــن مــــن بـا غمگیــــن تریـــن آهنگــــ دنیــــا هـ...

*رفـَـــَـت ..و گفــــََََت : ✘خَـَـدا نگهــــدارت ✘گفــــتم...

✔میگن تو قیامت خــــدا ازت سوال میپرسه و تو باید پاسخــگو با...

پارت ۴

برادر ناتنی من Part 1ویو جنایه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

عشق و نفرتp¹³تهیونگ میخواست بگه چرا یهو دخترا اومدن تو هانا:...

پسر بد (59)

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑... :از ته فاصله بگیر این فقط یه هشدار...

فیک افسرده پارت پنج

که یهو...اون دختره ی سلیطه ، اره ، همون اولیا منو پرت کرد تو...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط