برادر ناتنی من
برادر ناتنی من
Part 1
ویو جنا
یه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن و مدیر پرورش گاه اون تهیون رو صدا کرد و اون رفت و قتی که برگشت ساکش دستش بود و سریع رفتم پیشش وگفتم
جنا تهیون میخوای بری(با بغض و اینکه چون بچه بود اینجوری نوشتم )
تهیون آره جنا میخوام برم
جنا تهیون نرو اگه تو بری من تنها میشم لطفاً نرو ( با گریه گفت )
تهیون جنا قول میدم هر هفته بیام پیشت باشه گریه نکن ( جناب رو بغل میکنه )
جنا تهیون ترو خدا نرو اگه تو بریـ...
تهیونگ دختر خانوم برو اون ور ما باید بریم
جنا نه نمیخوام برم ترو خدا برو یه آبجیه دیگه پیدا کن ( با گریه میگه
مدیر پرورشگاه میاد
مدیر آقای کیم شما برید ( و جنا رو میگیره و خانواده ی کیم میرن)
جنا تهیون نروووو ( با داد و گریه میگه )
مدیر ساکت باش نکنه میخوای تنبیهت کنم ها ( داد )
جنا نه ( آروم میگه
مدیر پس گمشو تو اتاقت فردا یه خانواده میخوان بیان امید وارم ترو با خودشون ببرن (با تمسخر میگه )
ویو نویسنده
جنا با ناراحتی میره تو اتاقش و با گریه میگه
جنا تهیون کاش نمیرفتی من دیگه هیچ دوستی ندارم دلم برات تنگ میشه ( باکره میگه و بعد خوابش میبره )
Part 1
ویو جنا
یه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن و مدیر پرورش گاه اون تهیون رو صدا کرد و اون رفت و قتی که برگشت ساکش دستش بود و سریع رفتم پیشش وگفتم
جنا تهیون میخوای بری(با بغض و اینکه چون بچه بود اینجوری نوشتم )
تهیون آره جنا میخوام برم
جنا تهیون نرو اگه تو بری من تنها میشم لطفاً نرو ( با گریه گفت )
تهیون جنا قول میدم هر هفته بیام پیشت باشه گریه نکن ( جناب رو بغل میکنه )
جنا تهیون ترو خدا نرو اگه تو بریـ...
تهیونگ دختر خانوم برو اون ور ما باید بریم
جنا نه نمیخوام برم ترو خدا برو یه آبجیه دیگه پیدا کن ( با گریه میگه
مدیر پرورشگاه میاد
مدیر آقای کیم شما برید ( و جنا رو میگیره و خانواده ی کیم میرن)
جنا تهیون نروووو ( با داد و گریه میگه )
مدیر ساکت باش نکنه میخوای تنبیهت کنم ها ( داد )
جنا نه ( آروم میگه
مدیر پس گمشو تو اتاقت فردا یه خانواده میخوان بیان امید وارم ترو با خودشون ببرن (با تمسخر میگه )
ویو نویسنده
جنا با ناراحتی میره تو اتاقش و با گریه میگه
جنا تهیون کاش نمیرفتی من دیگه هیچ دوستی ندارم دلم برات تنگ میشه ( باکره میگه و بعد خوابش میبره )
- ۱۰۳
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط