part

part: ²⁰

عشق بی رنگ

نامجون: ته، رفتارت خیلی زشت بود
نباید با کوک اینجوری حرف میزدی اون بهترین رفیقته هیچوقت به تو حسودی نکرده و گذاشته تو اول باشی اونوقت تو اینجوری سرش داد میزنی؟

ته: هیونگ اگ میخوای اینجوری نصیحتم کنی برو بیرون، همتون بیرون!!!

جیمین: ته واس

تهیونگ پرید وسط حرف جیمین

ته: میگم برید بیرون دیگه (داد)

همه پسرا رفتن بیرون ا.ت هم خواست بره که تهیونگ گفت:

ته: ا.ت، تو بمون

ا.ت: تهیونگ چرا سرشون داد زدی؟ مثلا اونا هیونگ هاتن (شاکی)

ته: ا.ت، عصابم خورده ولم کن

تهیونگ برگشت سمت تراس

ا.ت رفت سمتش و دستشو دور کمرش حلقه کرد و سرشو گذاشت رو شونه اش

ا.ت: بهت حق میدم عصبی باشی، ولی نباید سرشون داد میزدی مخصوصا سر جین اون تورو بزرگ کرده

ته: هوم، فک کنم یکم زیاده روی کردم برو صداشون کن بیان بالا

ا.ت: باشه

ا.ت رفت پایین و دید که پسرا همشون تو سالن نشستن و نرفتن

ا.ت: ام پسرا؟ تهیونگ گفت تو اتاقش منتظرتونه برین بالا

پسرا یه نگاه بهم کردن و رفتن بالا

تا درو باز کردن تهیونگ کوک رو بغل کرد و گفت

تهیونگ: ببخشید کوک من یکم عصبی شدم سرت داد زدم معضرت میخوام

کوک: اشکالی نداره پسر

بعدش از هم جدا شدن

لایک نمیکنید؟
دیدگاه ها (۳)

حقققققصحبت های هان درباره سن بلوغ کاور جونگکوک عرررررررررررر...

اینجوری فک نکنیااااا

از من توقع این رو نداشته باش😏😏😏

عکس منه ۱ ساله لخت تو لگن اب:

هرزه ی حکومتی پارت ۳ کوک :....قانون ۱ اصن توی اتاق کار من نم...

خون‌آشام جذاب من(P:3)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط