بیب من برمیگردم
بیب من برمیگردم
پارت : 102
در باز شد و شوگا اومد داخل جونگکوک رو به من گفت
_ خوش مزه بازی بسه بشین غذاتو بخور
شوگا اومد سمتم و دستمو گرفت و کمکم کرد که بشینم بعد غذا رو گذاشت رو به روم و گفت
_ بگیر بخور گشنه
خندیدم و ازش تشکر کردم
انقد گشنم بود که انگار از قحطی برگشتم که جیمین با چشم غره گفت
_ یه وقت نگی بیاید بخوریدا
+ والا تو که از من سیر تری
_ حداقل یه تیکه بده
+ ببینم اگه سیر شدم موند میدم بخوری
_ کارد دو سر بخوره تو اون شکمت
به حرفش اهمیت ندادم و دوباره مشغول خوردن شدم
در یهو باز شد تهیونگ اومد داخل تعجب کردم فکر کنم غذام کوفتم شد
دست از خوردن برداشتم و دادم جیمین و بدون نگاه کردن به تهیونگ گفتم
+ بیا بگیر بخور سیر شدم من خوابم میاد میخوام بخوابم
جیمین غذا رو از دستم گرفت منم رفتم زیر پتو
اصلا نمیخواستم با تهیونگ صحبت کنم چون میدونستم باز یه دعوایی شروع میشه
میتونستم حس کنم که جونگکوک داره تهیونگ رو راضی میکنه که بره بیرون
که بلاخره در باز و بسته شد
اروم پتو رو از روم برداشتم دیدم فقط تهیونگ تو اتاقه حتی جونگکوک هم نبود
پارت : 102
در باز شد و شوگا اومد داخل جونگکوک رو به من گفت
_ خوش مزه بازی بسه بشین غذاتو بخور
شوگا اومد سمتم و دستمو گرفت و کمکم کرد که بشینم بعد غذا رو گذاشت رو به روم و گفت
_ بگیر بخور گشنه
خندیدم و ازش تشکر کردم
انقد گشنم بود که انگار از قحطی برگشتم که جیمین با چشم غره گفت
_ یه وقت نگی بیاید بخوریدا
+ والا تو که از من سیر تری
_ حداقل یه تیکه بده
+ ببینم اگه سیر شدم موند میدم بخوری
_ کارد دو سر بخوره تو اون شکمت
به حرفش اهمیت ندادم و دوباره مشغول خوردن شدم
در یهو باز شد تهیونگ اومد داخل تعجب کردم فکر کنم غذام کوفتم شد
دست از خوردن برداشتم و دادم جیمین و بدون نگاه کردن به تهیونگ گفتم
+ بیا بگیر بخور سیر شدم من خوابم میاد میخوام بخوابم
جیمین غذا رو از دستم گرفت منم رفتم زیر پتو
اصلا نمیخواستم با تهیونگ صحبت کنم چون میدونستم باز یه دعوایی شروع میشه
میتونستم حس کنم که جونگکوک داره تهیونگ رو راضی میکنه که بره بیرون
که بلاخره در باز و بسته شد
اروم پتو رو از روم برداشتم دیدم فقط تهیونگ تو اتاقه حتی جونگکوک هم نبود
- ۱۴۸
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط