{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۳)

#شــب_بہ_شــب#دلتنگتــر_می_شـومبدون آنڪہ بہ یاد بیاورم چرامڪ...

بزرگ که شدید !دلِ دوست داشتنتان که راه افتادیا دستِ گرفتن دا...

از آتشِ قُقنوس به جا مانده کلاغیاز ما نگرفتَه ست به جز مرگ؛ ...

من از نهایت شب حرف می زنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حرف...

شب، تنها یک بازه زمانی میان غروب و طلوع نیست؛ شب، پناهگاهِ ا...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط