{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۳)

#شــب_بہ_شــب#دلتنگتــر_می_شـومبدون آنڪہ بہ یاد بیاورم چرامڪ...

بزرگ که شدید !دلِ دوست داشتنتان که راه افتادیا دستِ گرفتن دا...

از آتشِ قُقنوس به جا مانده کلاغیاز ما نگرفتَه ست به جز مرگ؛ ...

می دانی از چه حرف می زنم ؟آدم دلش می خواهد خانه ای برای محبو...

سلام فرمانده نسخه فرزندان شیخ ابراهیم زکزاکی. ببینید چطور کس...

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط