هشدار اسمات
هشدار اسمات
ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.
Part : ⁶
ویو یونگی
نتونستم تحمل کنم واک همون دیقه رات شدم یعنی چون اون جفتمه همین دیقه رات شدم فاک فاک امگا هم هیت شده رایحه اش داره دیونم میکنه
نمیدونم داره چی میشه ولی میخوامش هم خودم هم گرگم میخوامش
ویو راوی
یونگی یهو عین گرگ وحشی روی جیمین که روی تخت نشسته بود خیمه زد اول چشم تو چشم شدن دوتاشون قلبشون میلرزید که یونگی طاقت نیاورد و لب های گرسنه اش رو به لب های جیمین رسوند و مک زد جوری که لباس جیمی خونی بود ولی یونگی اهمیت نمیاد و خون روی لب جیمین رو لیس میزد جینین که شکه شده بود صدای زمزمه بمی رو رو کنار گوشش شنید
_ بیبی بهتره همراهی کنی وگرنه آسون نمیگیرم به امگا کوچولوم
و بعد روفت سمت سیبک گلوی جیمین گاز میگرفت و میمکید
جیمین ناله های خفیفی میکرد ولی از روی لذت نمیدونست چشه این همون شاهزاده ای هست که کابوسش بود چرا انقدر ازش لذت میبرد
یونگی لباس خودش و جیمین رو با یه حرکت در اورد
جیمین که کام شد بود دستش رو دور گردن یونگی انداخت یونگی جیمین رو بلند کرد و رو پاهاش نشود جیمین که پاهاش رو دور کمر یونگی حلقه کرده بود داشت داخل بوسه آب دارشون همراهی میکرد
که یونگی به سمت گردن جیمین هجوم برد و میمکید
اولین بار بود یونگی از بوسه متنفر بود ولی اون امگا اون امگا براش فرق داشت رایحه آلفا و امگا فضا رو پر کرده بود ناله های دوتاشون براشون مثل موزیک بود لب های امگا برای آلفا حکم شراب و داشت جیمین که ناله هاشو داخل دهان یونگی خفه میکرد و یونگی که بیشتر کام میشد با سمت گوش پسر رفت و گفت
_ امگا کوچولوم خیلی خوب پیش میری و ..
+ میخوای برات ساک بزنم
_ هه افرین زودمیگیری
و جیمین غم شد رو به دیگ بزرگ یونگی ۶ مین بود که داشت براش ساک میزد بی جون شده بود ولی اون تازه اولشه بود یونگی جمین رو روی تخت خوابوند و بعد شروع به مکیدن نیپل های کوچیک امگاش شد و بعد در گوش جیمین گفت
_ امگا کوچولوم اولش یکم درد داره ولی بعد لذت میبری جیمین که حسابی کام شده بود گفت
+ آلفای ... آح .... پرم کن
آلفا پوزخندی زد و انگشتش رو وارد جیمین کرد
+ آح .... آح
و بعد که سوراخ جیمین باز شد دیگش رو وارد جیمین کرد و توبه ها سو شروع کرد
+ آح آح آلفا بیشتر
و یونگی از خدا خواسته تندتر تلبه میزد وقتی که از جیمین کشید بیرون به گردن جیمین هجوم برد و مارکش کرد و جیمین هم ناله میکرد
و بعد یونگی جیمین و به حموم برد و .....
_______________________________________________
سلاممممم اینم دو تا پارت تقدیم به شما ❤️❤️
ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.
Part : ⁶
ویو یونگی
نتونستم تحمل کنم واک همون دیقه رات شدم یعنی چون اون جفتمه همین دیقه رات شدم فاک فاک امگا هم هیت شده رایحه اش داره دیونم میکنه
نمیدونم داره چی میشه ولی میخوامش هم خودم هم گرگم میخوامش
ویو راوی
یونگی یهو عین گرگ وحشی روی جیمین که روی تخت نشسته بود خیمه زد اول چشم تو چشم شدن دوتاشون قلبشون میلرزید که یونگی طاقت نیاورد و لب های گرسنه اش رو به لب های جیمین رسوند و مک زد جوری که لباس جیمی خونی بود ولی یونگی اهمیت نمیاد و خون روی لب جیمین رو لیس میزد جینین که شکه شده بود صدای زمزمه بمی رو رو کنار گوشش شنید
_ بیبی بهتره همراهی کنی وگرنه آسون نمیگیرم به امگا کوچولوم
و بعد روفت سمت سیبک گلوی جیمین گاز میگرفت و میمکید
جیمین ناله های خفیفی میکرد ولی از روی لذت نمیدونست چشه این همون شاهزاده ای هست که کابوسش بود چرا انقدر ازش لذت میبرد
یونگی لباس خودش و جیمین رو با یه حرکت در اورد
جیمین که کام شد بود دستش رو دور گردن یونگی انداخت یونگی جیمین رو بلند کرد و رو پاهاش نشود جیمین که پاهاش رو دور کمر یونگی حلقه کرده بود داشت داخل بوسه آب دارشون همراهی میکرد
که یونگی به سمت گردن جیمین هجوم برد و میمکید
اولین بار بود یونگی از بوسه متنفر بود ولی اون امگا اون امگا براش فرق داشت رایحه آلفا و امگا فضا رو پر کرده بود ناله های دوتاشون براشون مثل موزیک بود لب های امگا برای آلفا حکم شراب و داشت جیمین که ناله هاشو داخل دهان یونگی خفه میکرد و یونگی که بیشتر کام میشد با سمت گوش پسر رفت و گفت
_ امگا کوچولوم خیلی خوب پیش میری و ..
+ میخوای برات ساک بزنم
_ هه افرین زودمیگیری
و جیمین غم شد رو به دیگ بزرگ یونگی ۶ مین بود که داشت براش ساک میزد بی جون شده بود ولی اون تازه اولشه بود یونگی جمین رو روی تخت خوابوند و بعد شروع به مکیدن نیپل های کوچیک امگاش شد و بعد در گوش جیمین گفت
_ امگا کوچولوم اولش یکم درد داره ولی بعد لذت میبری جیمین که حسابی کام شده بود گفت
+ آلفای ... آح .... پرم کن
آلفا پوزخندی زد و انگشتش رو وارد جیمین کرد
+ آح .... آح
و بعد که سوراخ جیمین باز شد دیگش رو وارد جیمین کرد و توبه ها سو شروع کرد
+ آح آح آلفا بیشتر
و یونگی از خدا خواسته تندتر تلبه میزد وقتی که از جیمین کشید بیرون به گردن جیمین هجوم برد و مارکش کرد و جیمین هم ناله میکرد
و بعد یونگی جیمین و به حموم برد و .....
_______________________________________________
سلاممممم اینم دو تا پارت تقدیم به شما ❤️❤️
- ۴۳۲
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط