{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هشدار اسمات

هشدار اسمات

ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.
Part :⁵
به قصر مخفیه ته و یونگی رسیدن ته کوک رو به اتاقش برد و یونگی هم بزور اون مو طلایی لجباز و کول کرد و به اتاقش برو
÷ از این به بعد اینجا میمونی
×باش حالا من کجا بخوابم
÷توی بغل من
×بیا برو تو کونم
÷دیکـ✨‌ـم می‌تونه توت باشه
×گوه نخور
خلاصه تهیونگ جونگکوک رو بغل و جونگکوک هرچی دستش رو محکم به کمر تهیونگ میزد تهیونگ ولش نمی‌کرد
×ولمم کن
÷ساکت
×بزارم زمین
÷خفه میشی یا نه (داد)
×...
جونگکوک که از دادی که تهیونگ زد ترسی و سکوت کرد که بلاخره به اتاق رسیدن وتهیونگ کوک رو گذاشت رو تخت و یک لباس داد که بپوشم
÷بیا بپوش
×نمیری بیرون
÷بخواطر زبون درازیت خودم تنت میکنم
×نه نه گوه خوردم میپوشم
÷نه خیر خودم تنت میکنم
×باش
و بالاخره تهیونگ جونگکوک رو راضی کرد تا لباس تنش کنه و جونگکوک هم آروم نشست تا تهیونگ لباس رو تنش کنه
ویو یونگی
ـ اه خستمه راستی اون کسی که آوردیم اینجا
ـ هی کوتوله
+کوتوله خودتی
ـ ساکت باش مگر اتفاق خوبی در راه نیست
+مثلاً چی
ـ مثلا جر خوردنت توسط من
+به همین خیال باش
ـ میخوای انجام بدیم تا بفهمی
+اصلا من تو چرا آوردی اینجا
ـ به تو ربطی ندارد کوچولو
+اه
ـ چه مرگته
+نمی‌خوای من رو از اینجا ببری
ـ باشه
یونگی جیمین رو بغل کرد و برد سمت اتاقش و گذاشت رو تختش یک لباس از کمد در آورد و به سمت جیمین پرت کرد و گفت
ـ بپوش
+ولی
ـ ولی نداریم بپوش
جیمین همین که لباس هاشو در میاره یونگی حشری میشه و میگه
ـ نظرم لباس نپوش
+چرا
ـ چون منم قرارم در بیارم
+اما
ـ بنظرم خیلی اتاق گرمه
+نه نیست
ـ ولی من گرممه پس تو هم حق نداری لباس بپوشیم
+باش
پیشی 🐱: ÷فردا می‌خوایم بریم خرید
×من با تو قبرستون نمیام
÷ام ولی شاید من بیام
×ولم کن
÷نه نه اگر زر بزنی برات بد تموم میشه
×مثلا
÷جر خوردن رو دوست داری
×باشه باشه گوه خوردم
÷افرین
×من کجا بخوابم
دیدگاه ها (۲)

هشدار اسماتℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.Part : ⁶ ویو یونگی نتونستم تحمل ...

ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.Part : ⁴ناشناس: گمشین پایین صبح بود جینین ک...

ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.Part : ³همه جا تار بود بزور میدیدن داشتن اذ...

گل خونی پارت 16و لباس های جونگکوک رو بهش داد و خودشم پوشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط