{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.
مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.
دیدگاه ها (۴)

تصویر متحرک از پروف آقا مهران...جاشون پیش ما واقعا خالیه...د...

قابل توجه دانیال....

..

گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

میخوام یه زندگی اول برای چیوری بنویسم بابا موزان (…) پارت او...

دادخواهی از آسمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط