چقدر نیسـتی
چقدر نیسـتی
چقدر دوری
چقدر پیـدایت نیست
انگار آدم بخـواهد آفتـاب را ببیند
اما او را به دیدن روزنه ای پشت پلک پنجره ها
وادار کنند..
یا بخـواهد دستی را بگیرد
اما او را به نوازش پر کبوتر قانع سازند..
یا مثلـا دلش برای آبی دریا تنگ شده باشد
اما او را با نگاه به آبیِ حوض کوچکی دلخوش کنند!
نیستی...
این هم از نشانه های تـوست
که انتظار را چاشنیِ دوست داشتنت کنی
آنقـدر که حتی
به جرعه ای از
کرشمه ی خیالت هم
دلخـوش باشم
نیسـتی چقـدر..
در حـوالیِ مـن....
چقدر دوری
چقدر پیـدایت نیست
انگار آدم بخـواهد آفتـاب را ببیند
اما او را به دیدن روزنه ای پشت پلک پنجره ها
وادار کنند..
یا بخـواهد دستی را بگیرد
اما او را به نوازش پر کبوتر قانع سازند..
یا مثلـا دلش برای آبی دریا تنگ شده باشد
اما او را با نگاه به آبیِ حوض کوچکی دلخوش کنند!
نیستی...
این هم از نشانه های تـوست
که انتظار را چاشنیِ دوست داشتنت کنی
آنقـدر که حتی
به جرعه ای از
کرشمه ی خیالت هم
دلخـوش باشم
نیسـتی چقـدر..
در حـوالیِ مـن....
- ۵۵۴
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط