{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

‌پارت‌۴
Love
روی‌تخت‌نشسته‌بودم‌که‌صدای‌باز‌و‌بسته‌شدن‌در‌عمارت‌اومد‌
‌حتما‌هیونجین‌بود‌
‌سریع‌دویدم‌سمت‌در‌اتاق‌و‌تا‌خاستم‌درو‌باز‌کنم‌در‌باز‌شد‌و‌هیونجین‌اومد‌‌جلوی‌در‌بود‌فاصلمون‌خیلی‌کم‌بود‌‌انقدر‌قدش‌بلند‌بود‌که‌‌برای‌نگاه‌کردنش‌باید‌سرمو‌بالا‌میگرفتم‌
‌سرمو‌بالا‌گرفتم‌و‌از‌پایین‌بهش‌نگاه‌
‌کردم‌که‌دستاشو‌دور‌کمرم‌پیچید‌و‌
‌بلندم‌کرد‌و‌بوسه‌ای‌کوتاه‌روی‌لبم‌
‌گذاشت‌‌و‌گفت
‌هیونجین:‌میخاستی‌بیایی‌پیشم‌دلبرکم‌؟
‌فیلیکس:‌اقای‌هوانگ‌باید‌باهاتون‌
‌صحبت‌کنم‌
‌هیونجین‌همون‌تور‌که‌فیلیکس‌رو‌ براید‌استایل‌بلند‌کرده‌بود‌و‌به‌سمت‌
‌تخت میرفت‌گفت‌
‌هیونجین:‌اوه‌چقدر‌تو‌رسمی‌صحبت‌میکنی‌کوچولو‌
‌فیلیکس:‌اقای‌هوانگ‌واقعا‌موضوع‌مهمیه‌لطفا‌جدی‌بگیرین‌حرفای‌
‌منو‌‌و‌یه‌چیز‌دیگه‌میشه‌منو‌بذارین‌
‌پایین‌
‌هیونجین‌:‌باش‌بیب‌
‌هیونجین‌فیلیکس‌‌رو ‌رویه‌تخت‌
‌خوابوند‌و‌روش‌خیمه‌زد‌
‌‌فیلیکس‌خیلی‌شوکه‌شوده‌بود‌و‌
‌‌کمی‌هم‌ترسیده‌بود‌هنوز‌هم‌کاری‌
‌که‌هوانگ‌هفته‌پیش‌باهاش‌کرد‌یادش‌بود‌و‌هنوز‌هم‌درد‌داشت‌
‌ویو‌یک‌هفته‌پیش‌
‌‌فیلیکس‌خیلی‌اروم‌وارد‌اُتاق‌اصلح‌ها‌شد‌و‌شروع‌کرد‌به‌عکس‌گرفتن
‌دُروسته‌فیلیکس‌هنوز‌نمیدونست‌
‌یه‌قربانیه‌و‌فکر‌میکرد‌اومده‌تا‌جاسوسی‌هوانگ‌هیونجین‌رو‌بکنه‌
‌اخرین‌عکس‌رو‌هم‌گرفت‌‌و‌تا‌خاس
‌از‌اون‌اتاق‌تاریک‌خارج‌شه‌‌در‌بسته‌
‌شد‌و‌صدایه‌قفل‌کردنش‌از‌پشت‌در‌
‌اومد‌‌
‌‌ترسیده‌بود‌خیلی‌خیلی‌ترسیده‌بود‌
‌تا‌خاست‌نزدیک‌در‌بشه‌و‌بهش‌مشت‌لگد‌بزنه‌
‌صدایه‌دست‌زدن‌از‌پشت‌سرش‌‌شنید‌و‌قتی‌برگش‌‌هیونجین‌رو‌دید‌که‌‌
‌با‌یه‌پوزخند‌جذاب‌دست‌میزد‌و‌‌با‌
‌شهوت‌به‌بدن‌خوش‌فورمش‌نگاه‌
‌میکرد‌باور‌نمیکرد‌متوجه‌حضور‌
‌هوانگ‌نشده‌باشه‌با‌لکنت‌گفت‌
‌فیلیکس‌:‌ت.....‌ت....تو‌
‌هوانگ‌همونجور‌که‌پوزخند‌میزد‌و‌
‌نگاهش‌رویه‌بدن‌‌و‌چشمای‌ترسیده‌
‌فیلیکسش‌قفل‌شوده‌بود‌برای‌
‌مسخره‌کردن‌فیلیکس‌گفت
‌هیونجین:‌‌م....‌م....‌من‌
دیدگاه ها (۰)

‌‌پارت۵Love‌‌فیلیکس‌هم‌‌با‌کمی‌عصبانیت‌و‌حرص‌و‌البته‌ترس‌گفت...

‌‌پارت‌6Love‌فیلیکس‌عصبانی‌از‌حرفی‌که‌هیونجین‌بهش‌زده‌بود‌گف...

‌پارت‌۳‌ویو‌فیلیکس‌‌‌‌زندگی‌کردن‌بایه‌پیر‌مرد‌جذاب‌سخته‌‌مثل...

‌پارت‌۲Love‌ویو‌جونگین‌‌از‌مدرسه‌اومدم‌بیرون‌‌یه‌ماشین‌بوگات...

پارت۶~Goddess ~رمان

#mafia.lover. part 3هیونجین نزدیک فیلیکس شد و دس...

پارت اول ویو فیلیکس: سلام من لی فیلیکس هستم ۶ساله که با بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط