{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

‌‌پارت‌6
Love

‌فیلیکس‌عصبانی‌از‌حرفی‌که‌هیونجین‌بهش‌زده‌بود‌گفت
‌فیلیکس‌:‌‌هعی‌پیر‌مرد‌عوضی‌ولم‌کن‌وگرنه‌میکشمت‌
‌با‌اتمام‌هرفش‌صدای‌خنده‌بلن‌هیونجین‌تو‌اتاق‌پیچیدبعد‌سی‌ثانیه‌صدای‌خنده‌هاش‌قطع‌شود‌و‌نگاه‌خمار‌و‌عصبیش‌و‌البته‌پور‌از‌شهوتش‌رو‌‌به‌فیلیکس‌داد‌و‌گفت‌
‌هیونجین:‌اوه‌بیبی‌هر‌ثانیه‌داری‌منو‌بیشتر‌عاشق‌خودت‌می‌کنی‌فقط‌یه‌‌زره‌عصبی‌‌هستم‌اخه‌یه چیزایی
‌در‌موردت‌شنیدم
‌فیلیکس‌:‌چ.......‌چی؟
‌هیونجین‌با‌عصبانیت‌و‌رگ‌های‌بیرون‌زده‌و‌لباس‌هایی‌که‌علان‌کامل‌
‌درشون‌اورده‌بود‌‌به‌سمت‌فیلیکس‌رفت‌و‌گفت
‌هیونجین:‌سونگ‌هیون‌کیه؟
‌با‌شنیدن‌اسم‌کسی‌که‌عاشقش‌بود‌و‌قرار‌بود‌بعد‌این‌معموریت‌باهاش‌ازدواج‌کنه‌دوباره‌چشماش‌تر‌شود‌و‌سرشو‌پایین‌انداخت‌
‌هیونجین‌‌فک‌فیلیکس‌رو‌محکم‌گرفت‌و‌سرشو‌اورد‌بالا‌
‌و‌با‌حرص‌و‌اروم‌گفت‌
‌هیونجین:‌باهاش‌رابطه‌جنسی‌داشتی؟
‌‌

‌میدونم‌براتون‌مهم‌نیست‌اما‌من‌بلخره‌پارت‌گزاشتم
دیدگاه ها (۲)

‌پارت‌7‌‌فلش‌بک‌به‌۱۱‌سال‌پیش‌‌ویو‌مونبین‌‌حالم‌بده‌چرا‌هیچ‌...

‌پارت‌8مونبین‌:‌ولم‌کن‌‌چانهو‌از‌رو‌یه‌‌مونبین‌بلند‌شد‌و‌پار...

‌‌پارت۵Love‌‌فیلیکس‌هم‌‌با‌کمی‌عصبانیت‌و‌حرص‌و‌البته‌ترس‌گفت...

‌پارت‌۴Loveروی‌تخت‌نشسته‌بودم‌که‌صدای‌باز‌و‌بسته‌شدن‌در‌عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط