{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

 

دل پر از شوق رهایی‌ست، ولی ممکن نیست

به زبان آورم آن را که تمنا دارم

 

چیستم؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده

لب اگر باز کنم با تو سخن‌ها دارم

 

با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست، ولی

سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

 

چیزی از عمر نمانده‌ست، ولی می خواهم

خانه‌ای را که فروریخته برپا دارم

 

فاضل نظری، آن‌ها
دیدگاه ها (۱)

وقتی همه جا پر است از دل سیریعاشق باشی غریب تر می میرییادت ب...

ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ. . .ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺁﺏ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ...

دلم بدجور گرفته، خیلی خستم

هر که خوبی کرد زجرش میدهند ...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط