{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

••

••
در کتاب سال بلوا نوشته:
انگار
قلبم را از سینه‌ام بیرون می‌کشیدند
و در دست می‌فشردند
صدای گریه‌ی خودم را از سال‌های قبل می‌شنیدم..🍂

#عباس_معروفی
.
#درباب‌ادبیات
دیدگاه ها (۲)

.«کل ما فیک جمیلً، حتیرمحاولاتکِ الخائبهٔ لتخبئهٔ أحزانكِ.»ه...

ما فقط سعی میکنیم همچیو منطقی جلوه بدیم که راحت تر بگذرهوگرن...

تنهایی‌یعنی‌کسی‌نباشد‌ازرنج‌هایت‌برایش‌بگویی،یا‌شادی‌هایت‌را...

#امام‌حسين‌عليه‌السلام فرمودند:كسى كه چشمانش قطره اى اشك برا...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

سیم‌های گیتار امروز دیگر تار نیستند، انگار کلاف‌های از هم گس...

پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط