اخم میکنی که مهربانیت را پنهان کنی ...
اخم میکنی که مهربانیت را پنهان کنی ...
مرا شما خطاب میکنی که هوایی نشوم ...
اما نمیدانی که چقدر اینها به تو می آیند
و من دیوانه تر می شوم !
گفته بودی دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم
تا به گوش تو برسانند....
می گفتی قاصدکها گوش شنوا دارند...
غم هایت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار ....
من اکنون صاحب دشتی قاصدکم!
اما مگر تو نمی دانستی قاصدکهای خیس از اشک
می میرند؟N
مرا شما خطاب میکنی که هوایی نشوم ...
اما نمیدانی که چقدر اینها به تو می آیند
و من دیوانه تر می شوم !
گفته بودی دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم
تا به گوش تو برسانند....
می گفتی قاصدکها گوش شنوا دارند...
غم هایت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار ....
من اکنون صاحب دشتی قاصدکم!
اما مگر تو نمی دانستی قاصدکهای خیس از اشک
می میرند؟N
- ۶۶۹
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط