part:22
اسم فیک:زخم های رقم خورده.
``ضربه دوم قراره غوغا کنه``
^خب بعد از این چه نقشه ای داری.
رزا نقشه ای که برخی از قسمتای سئول رو نشون میداد روی میز پهن کرد . چراغ نارنجی روی میز باعث میشد نقشه در تاریکی دیده و یجورایی کاراگاهی باشه.
رزا اشاره کرد به شرکت vopnبزرگترین شرکت در کره. که سفیرها و مدل های مشهوری داخل حضور داشتند و مشغول به کار بودند اما اصل کار صاحباش بود .
لی دون سونگ.
تهیونگ.
لی دون سونگ بخش بالای شرکت یعنی طبقه دوم که طراحا اونجا بودند رو به عهده داشت.
و تهیونگ بخش پایینی یاهمون طبقه اول که شامل عکسبرداری و.....رو به عهده داشت
_________
+فهمیدی باید دقیقا چیکار کنیم الکساندر.
^یجورایی میشه گفت.
+هردو هم لی هم تهیونگ به منشی شخصی نیاز دارند و این یعنی ضربه دوم برای ادامه کار.
^صبرکن یعنی من به عنوان منشی لی و تو بع عنوان منشی تهیونگ.
+چقدر خنگی پسر من حالا حالاها با لی کاردارم برای همین من منشی لی و تو منشی تهیونگ.
_____
^هعی خدا چی بگم باشه نقشه خوبیه میتونستی کاراگاه باشی
+توهم میتونستی بجای اینکه این همه غر بزنی کمی دلدارم بشی .
^توهم هعی تیکه بنداز.
+همین که هست.
________
یهو موبایل رزا ویبره رف به سمتش قدم برداشت و با دیدن پیامکی از فرد ناشناش لبخندی زد .
پیامک
((بزودی میخوام ببینمت ))
^چیشد.
+لی دون سونگه.
^چی میگه؟
+گول حرفامو خورده احمق همین .
^تو خوب بازیگری هستی اون چیکارکنه.
______
+هعی پسر خجالتم نده کارای استخدام جفتمون رو انجام بده نصفه شبه دارم از خواب میمیرم.
^خیله خب برو منم زود این کاری که گفتیو انجام بدم و برم بخوابم.
+شب خوش آقای گوساله.
^شب بخیر خانم کرگدن.
+بی نظاکت .
ادامه دارد.....
امیدوارم از این پارت خوشتون اومده باشه حوصله زیاد نوشتنو نداشتم ببخشید اگه بد شده🙂❤️🩹❤️🩹
``ضربه دوم قراره غوغا کنه``
^خب بعد از این چه نقشه ای داری.
رزا نقشه ای که برخی از قسمتای سئول رو نشون میداد روی میز پهن کرد . چراغ نارنجی روی میز باعث میشد نقشه در تاریکی دیده و یجورایی کاراگاهی باشه.
رزا اشاره کرد به شرکت vopnبزرگترین شرکت در کره. که سفیرها و مدل های مشهوری داخل حضور داشتند و مشغول به کار بودند اما اصل کار صاحباش بود .
لی دون سونگ.
تهیونگ.
لی دون سونگ بخش بالای شرکت یعنی طبقه دوم که طراحا اونجا بودند رو به عهده داشت.
و تهیونگ بخش پایینی یاهمون طبقه اول که شامل عکسبرداری و.....رو به عهده داشت
_________
+فهمیدی باید دقیقا چیکار کنیم الکساندر.
^یجورایی میشه گفت.
+هردو هم لی هم تهیونگ به منشی شخصی نیاز دارند و این یعنی ضربه دوم برای ادامه کار.
^صبرکن یعنی من به عنوان منشی لی و تو بع عنوان منشی تهیونگ.
+چقدر خنگی پسر من حالا حالاها با لی کاردارم برای همین من منشی لی و تو منشی تهیونگ.
_____
^هعی خدا چی بگم باشه نقشه خوبیه میتونستی کاراگاه باشی
+توهم میتونستی بجای اینکه این همه غر بزنی کمی دلدارم بشی .
^توهم هعی تیکه بنداز.
+همین که هست.
________
یهو موبایل رزا ویبره رف به سمتش قدم برداشت و با دیدن پیامکی از فرد ناشناش لبخندی زد .
پیامک
((بزودی میخوام ببینمت ))
^چیشد.
+لی دون سونگه.
^چی میگه؟
+گول حرفامو خورده احمق همین .
^تو خوب بازیگری هستی اون چیکارکنه.
______
+هعی پسر خجالتم نده کارای استخدام جفتمون رو انجام بده نصفه شبه دارم از خواب میمیرم.
^خیله خب برو منم زود این کاری که گفتیو انجام بدم و برم بخوابم.
+شب خوش آقای گوساله.
^شب بخیر خانم کرگدن.
+بی نظاکت .
ادامه دارد.....
امیدوارم از این پارت خوشتون اومده باشه حوصله زیاد نوشتنو نداشتم ببخشید اگه بد شده🙂❤️🩹❤️🩹
- ۸.۶k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط