تا تو هستی و دلم هست و زمان میگذرد
تا تو هستی و دلم هست و زمان میگذرد
اینچنین عاشق و سرمست جهان میگذرد
تو محال است ز اندیشهی من دور شوی
گرچه یک روز زجسم همه جان میگذرد
تکیه بر دلهره کهنهی مردم نکنی
تا خدا هست غم ساده نان میگذرد
تو بهاری و بهاری و چه زیباست بهار
گفته بودند که یک روز خزان میگذرد
تا نماز غزل عشق بپا هست بیا
با غروب دل من موقع آن میگذرد
نگران غم عاشق شدن آوخ! نشوی
که در آن مرحله آب از سرمان میگذرد
نجمه زارع
اینچنین عاشق و سرمست جهان میگذرد
تو محال است ز اندیشهی من دور شوی
گرچه یک روز زجسم همه جان میگذرد
تکیه بر دلهره کهنهی مردم نکنی
تا خدا هست غم ساده نان میگذرد
تو بهاری و بهاری و چه زیباست بهار
گفته بودند که یک روز خزان میگذرد
تا نماز غزل عشق بپا هست بیا
با غروب دل من موقع آن میگذرد
نگران غم عاشق شدن آوخ! نشوی
که در آن مرحله آب از سرمان میگذرد
نجمه زارع
- ۱.۰k
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط