{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیلان

*شیلان*



شیلان:
قرص می خوردم اروم رفتم طرف آشپزخونه در یخچال باز بود شیلان داشت همونجا یه چیزی می خورد نگاه کردم داشت میوه می خورد بعدم پاکت آب میوه رو برداشت برگشت با دیدن من از ترس پرید تو هوا وپاکت از دستش افتاد خم شدم پاکتو برداشتم ولی می خواستم بلند شم پاهای خوش تراش اون ...نفسمو فوت کردم صاف وایسادم وپاکت رو گرفتم مقابلش
زد زیر دستم جلوش وایسادم وگفت : قهری زردک
شیلان : برو کنار
تو همون نور کمی که از چراغ پایه دار تو سالن میومد نگاش کردم وگفتم : بهت نمیاد
شیلان: چی ؟
- این اخم تخم
بی توجه خواست بره نزاشتم ودو دستمو دوطرفش روی کانتر گذاشتم شبیه یه عروسک خیلی خوشگل بود تپش قلبم بالا بود
- قصدم ناراحت کردنت نبود خودت چموشی
شیلان : همه صفت بهم می چسبونی
توچشام براق شد فاصله امو باهاش کم کردم تکونی خورد به قصد بوسیدن لبش سرمو بردم جلو چشاشو بست یعنی چی اونم می خواست ببوسمش اره که می خواست مگه تو هتل خودش نبوسیده بود
حالا حسم پاک نبود بهش شک داشتم چطورمی تونستم بالبایی که تا یک ساعت پیش رو لبای یکی دیگه بود لبشو ببوسم یا آغوشی که سپرده بود به هوای نفسم رفتم عقب دستی به موهاش کشیدم وگفتم : معذرت می خوام زردک
ازش فاصله گرفتم یه قرص مسکن از قرص هام خوردم که دکتر برای پهلوم تجویز کرد پون خیلی کم پیش میومد مسکن استفاده کنم بعد از اون اتفاق
دیدگاه ها (۳)

*شیلان* شیلان : ساعت ۹ صبح بیدار شدم اروم ویواشکی رفتم هیرسا...

*شیلان*شیلان:هیرسا سراپامو نگاه کرد وگفت : سراپا مشکلی - تو ...

*شیلان*هیرسا : ساعتو نگاه کردم ۲شب بود از آسانسور اومدم بیرو...

*شیلان*شیلان؛- چه موهات خوشگله بلند سر رفت وقتی برگشت یه شون...

پارت ۴۰

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²⁴ ولی نه از روی دوست داشتن از روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط