{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوی کوچک هم به دریا می رسد، غمگین مباش.

جوی کوچک هم به دریا می رسد، غمگین مباش.
بعد هر دردی مداوا می رسد، غمگین مباش.
آن عزیزی که تمام قلب من خانه ی اوست.
گذرش روزی به اینجا می رسد، غمگین مباش.
آه! مجنون! این همه غصه و غم تا به کجا؟
نامه ات یک شب به لیلا می رسد، غمگین مباش.
دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

نامه عاشقانه ( به هلندی : De liefdesbrief ) یک نقاشی ژانر قر...

یکی هست توو قلبم که هر شب واسه اون مینویسم و اون خوابه🎻 نمیخ...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

......//برده ی زیبا//......

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

پارت ۴۵ — جایی دور از همهصبح هنوز کامل روشن نشده بود که کالس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط