سیزده گره زدم به چمن های بیقرار

"سیزده "گره زدم به چمن های بیقرار
شاید "به در "شود، غم وامانده ی نگار
از بخت بد گره اندر گره شد و
من ماندم و خیانت دستان روزگار !

علی اکبر سلطانی ...
☘️☘️☘️══✾✾══☘️☘️☘️
https://telegram.me/parvaz777
دیدگاه ها (۱)

در بغلت می گیرمت در زیر نور چلچراغ مست می پیچم به دورت مثل پ...

در بهاران که زمین شور و نوایی می گشت با شبیخون خزان، رنگ ج...

زنبور من شدی ؛ ولی از بخت بد هنوز دیدم که خرس تنبلی ام در ن...

درد عشقی دارم و مرهم نمی خواهد دلم شانه ی مردانه ام را خم نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط