{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچقدر هم به زنانه گی ام بنازم باز هم گاهی دل ام می خواهد

هرچقدر هم به زنانه گی ام بنازم باز هم گاهی دل ام می خواهد مرد باشم..مثل امشب
امشب بیشتر از هر وقت دیگری دل ام می خواست مرد باشم که دهان نجس آن بی سر و پا را سرویس کنم و نگذارم هرز بگوید که نگذارم وسط خیابان..
که چشم ام به جای آنکه دنبال یک مرد آن وسط ها برای لال کردن اش باشد، دنبال جای مشتهای خودم روی صورت کریه اش بدود
که به جای رفتن و سکوت، سینه به سینه اش تاوان حرف اش را بگیرم
گاهی مثل امروز دوست دارم به جای آنکه خشم خودم را روی ساز و کاغذ خالی کنم می توانستم مرد باشم و آنقدر بزنم اش که نفس اش بالا نیاید..که نفس ام بالا نیاید..
گاهی مثل امروز از جنس زمخت و بی شرمتان بیزار میشوم از جنس لطیف و شرمناک خودم هم بیزار تر که دست و پایم را بسته
دهانم لال.. چشم هایم کور.. گوش هایم کر.. دیگر باید با لامسه ام زندگی می کنم..
دیدگاه ها (۳۵)

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

*— صحبت‌های جین درباره تمرین کردن با جیمین:🐹: «وقتی ورزش می‌...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط