{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شوم

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شوم
دردهایت را بگو بگذار تسکینت شوم

عمر دست اوست اما جان تو جان من است
با تو پیمانی که بستم ذوق پنهان من است

عصر پاییز تو را،صبح بهاری می کنم
زندگی را باز در جان تو جاری می کنم

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شوم
دردهایت را بگو بگذار تسکینت شوم
دیدگاه ها (۱)

❤❤❤❤

ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ، ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩﯾﮑﯽ...

من دلم خواست که نازت بخرم حرفی هست؟؟تاشوی رونق شام وسحرم..حر...

صدف های دریا ، صدای دریا را با خود دارندو فلس های ماهی بوی م...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌    ‌آبیِ من ؛عزیزکرده ی جانِ شیرینم ؛ از احوالاتت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط