{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنج

پارت پنج
آیرین : الو سلام راستش یچیزی شده
کیمیا : سلام چطوری قشنگم
آیرین : الان این مهم نیست
کیمیا : مگه چیشده
آیرین : دارم گوشیم رو عوض میکنم که یعنی دارم سیم کارتم رو عوض میکنم پس یعنی دیگه قرار نیست باهم باشیم و چت کنیم خداحافظ برای همیشه
کیمیا : عآم داری چی میگی هفته ی دیگه قراره م......
گوشی قطع میشه
کیمیا هر چقدر سعی میکنه بهش زنگ بزنه نمیشه و همه چیز خراب میشه
یک هفته بعد.........
کیمیا : داریم حرکت میکنیم سمت تهران وای تهرانی که قرار نیست اون دختر رو ببینم
مادر کیمیا : رسیدیم پیاده شین
کیمیا : پس بلخره رسیدیم
کیمیا واستاده و داره به دور و اطرافش نگاه میکنه و متوجه میشه یکی داره میدوعه سمتش یکی دستش رو میزاره روی شونه ی کیمیا و کیمیا برمیگرده
کیمیا :..........
دیدگاه ها (۱۳)

+++++

پارت چهارشماره ی ناشناس : الو سلامم آیرینمکیمیا : الو... چی ...

پارت سهکیمیا: آیرین راستش من قراره برای عید بیام تهران امیدو...

سلام خواستم بگم ....ارتیست بودن رو یه مدت (شاید برای همیشه) ...

کپشن رو بخونید راجع به خودم هست

فعلا بای بای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط