myBlacklife
#my_Black_life2
پارت²
داشتن میرفتن که یهو یه چن نفر خواستن پیل رو بدزدن
=با مشت یه چن تاشونو زد*
=پیل اینا کین؟
÷اوپا به قرآن نمیدونم
=تو برو من ترتیبشون رو میدم
÷باشه
_پیل کجا با این عجله
÷رف پشت دونگ جو*
_منو نمیشناسی نه؟
÷معلومه که نه
_خب..........یوری رو میشناسی؟
÷چاقو رو در آورد*
÷رف جلو و چاقو رو نزدیک گردن بک جین کرد*
÷جرعت داری یه بار دیگه اسم مامانم رو به زبونت بیار
_میدونی که یه پدر داشتی اسمش بک جین بود
÷خب؟
_و رفته بود به زندان
÷خب
_الان از زندان برگشته
÷از کجا باید باور کنم تو راس میگی
=این بدبختم لاله*
_خب بهم میخوره دروغگو باشم؟
÷اره ولی خب
_بیا بریم پیش یوری خودش بهت بگه که من کیم؟
÷باشه باهات میام
=دیوونه شدی؟
÷نگران نباش اوپا
=باشه خوددانی(یه جوری نشون میده که انگار نگرانش نیس ولی از ته دل ریده تو خودش)
÷_سوار ماشین شدن*
÷به قرآن اگه یه دروغی در کار باشه میکشمت
_نگران نباش ولی تو میخوای منو بکشی؟
÷من نکشم دونگ جو که میکشتت
_باشه
رسیدن خونه ی یوری*
در زدن*
+بله.......
+اوپا.......(چشاش پر از اشک شد)
_بله عشقم
+(رف بغلش کرد)
=÷اینجا چه خبره؟
÷تو چرا اومدی؟
=فک میکنی میتونم تنهات بزارم؟
÷(اکلیلی شده)
÷مامان این کیه؟
+دخترم این........باباته
÷وات دا فاک؟
=(رید تو خودش)
=حاجی پشمام
_خب دخترم نمیای بغل بابا؟
=بهتر من برم بای
=فرارید*
÷(چشاش پر از اشک شد و رفتو بک جین رو بغل کرد)
÷در حال اشک شوق ریختن*
_خب میاید بریم خونه؟
+اره حتما.............
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:مالک رابین
پارت²
داشتن میرفتن که یهو یه چن نفر خواستن پیل رو بدزدن
=با مشت یه چن تاشونو زد*
=پیل اینا کین؟
÷اوپا به قرآن نمیدونم
=تو برو من ترتیبشون رو میدم
÷باشه
_پیل کجا با این عجله
÷رف پشت دونگ جو*
_منو نمیشناسی نه؟
÷معلومه که نه
_خب..........یوری رو میشناسی؟
÷چاقو رو در آورد*
÷رف جلو و چاقو رو نزدیک گردن بک جین کرد*
÷جرعت داری یه بار دیگه اسم مامانم رو به زبونت بیار
_میدونی که یه پدر داشتی اسمش بک جین بود
÷خب؟
_و رفته بود به زندان
÷خب
_الان از زندان برگشته
÷از کجا باید باور کنم تو راس میگی
=این بدبختم لاله*
_خب بهم میخوره دروغگو باشم؟
÷اره ولی خب
_بیا بریم پیش یوری خودش بهت بگه که من کیم؟
÷باشه باهات میام
=دیوونه شدی؟
÷نگران نباش اوپا
=باشه خوددانی(یه جوری نشون میده که انگار نگرانش نیس ولی از ته دل ریده تو خودش)
÷_سوار ماشین شدن*
÷به قرآن اگه یه دروغی در کار باشه میکشمت
_نگران نباش ولی تو میخوای منو بکشی؟
÷من نکشم دونگ جو که میکشتت
_باشه
رسیدن خونه ی یوری*
در زدن*
+بله.......
+اوپا.......(چشاش پر از اشک شد)
_بله عشقم
+(رف بغلش کرد)
=÷اینجا چه خبره؟
÷تو چرا اومدی؟
=فک میکنی میتونم تنهات بزارم؟
÷(اکلیلی شده)
÷مامان این کیه؟
+دخترم این........باباته
÷وات دا فاک؟
=(رید تو خودش)
=حاجی پشمام
_خب دخترم نمیای بغل بابا؟
=بهتر من برم بای
=فرارید*
÷(چشاش پر از اشک شد و رفتو بک جین رو بغل کرد)
÷در حال اشک شوق ریختن*
_خب میاید بریم خونه؟
+اره حتما.............
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:مالک رابین
- ۱.۶k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط