{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ⁴³

پارت ⁴³

+ تو به من میگی از چی میترسی حالا خودت از چی میترسی مرد گنده

_ منو ترس اصلا صدام گرفته بود داد زدم

+ آره جون خودت ( خنده )

+ ( شروع کرد به بوسیدن لبام و منم همراهیش کردم )

.........

_ ( چشمام رو باز کردم ساعت ۳ نصف شب بود لارا رو براید بغل کردم بردمش سر تخت )

_( پتو رو روش کشیدم راستی الان باید پریود می‌بود ولی چرا نیست طبق تاریخی که ازش دارم باید ۶ روز قبل پریود میشد یعنی به خاطر هروموناشه )

صبح
_ آییییییییییی

+ وای ببخشید دستم خورد صورتت

_ بغلم کن

+ نه

+ تو منو بغل کن

_ خوابم میاد

+ هی ... باشه بغلت میکنم ولی جایزم چیه

_ شب جایزه ای بهت میدم که حال کنی

+ چی تو سرته

+( سرش رو داخل سینم فرو کرد )

_ شب بهت میدمش ( کنجکاور )
....







لایک بازنشر بالا

@Nazanin09_2

پیج روبیکامه درصورتی که به ۱۲ برسه پارت بعدی رو میزارم 🩵💙
دیدگاه ها (۲۸)

پارت ⁴²+( به عمارت کوک رفتیم خوبه اونجا بهم حس امنیت میداد )...

پارت ⁴¹+ طلاق باید هر دو طرف راضی باشن ولی وقتی نه من راضیم ...

پارت ¹⁹ +( دستش رو به صورتم نزدیک کرد ) _ تب داری + ( با این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط