{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ⁴⁴

پارت ⁴⁴

+( مامان واسم زنگ زده بود اومده بودن خونه آقا جئون به منو کوکم گفت بریم )

_ چیکار کنیم

+ نمیدونم

_ بریم

+ نمیدونم

_ نریم

+ نه بابا بریم حتما قضیه خیلی مهمیه که خانواده منم دعوت کردن باید بریم

_ اوکی

ویو شب
+( وارد عمارت جئون شدیم همه دور میز نشسته بودن سلام و احوالپرسی کردم پیش کوک نشستم چرا هی سان اقد آرایش کرده وای خدا بابام جوری نگام میکنه انگار قاتلم رفتار همه عجیبه راستی لنا و هیونگ کجان نمیبینمشون )

+ هی سرتو از تو گوشی درار

_ خب چیکار کنم نمیخوام روی نحس هیچکدومشون رو ببینم راستی هنوز به حساب بابات نرسیدم

+ من یه دقه میرم دسشویی برمیگردم

_ باهات بیام

+ زده سرت میخوای بیای دسشویی چیکار

_ پنج دقه دیگه اینجا باش

+ اوکی









شرط :
لایک ۲۰۰ 💫
بازنشر ۷۰ 💫
دیدگاه ها (۷۵)

شات کنیم همو 💫آمار بالای ۲۰۰ 💫۲۴ ساعته 💫

پارت ⁴⁵ + از دسشویی اومدم که با قیافه عصبانی پدرم مواجه شدم ...

پارت ⁴³+ تو به من میگی از چی میترسی حالا خودت از چی میترسی م...

پارت ⁴²+( به عمارت کوک رفتیم خوبه اونجا بهم حس امنیت میداد )...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۶۶(ویو جونگ کوک )=نه.....نه....

شب تولدم پ30پارت 1فصل 2ویو سورا: با صدای کشو از خواب بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط