{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از تهیونگ.

چند پارتی از تهیونگ.
(وقتی خیلی روت حساس بود)
پارت هفت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ویو ات)

هولش دادم و از اتاق اومدم بیرون...

واقعا که پسره پرو البته این پرو بودنش رو هم دوست

دارم....

درفتم داخل آشپزخونه و یه دم نوش آماده کرده نشستم رو

مبل و تلویزیون رو روشن کردم...

صدای باز شدن در اتاق اومد سرم رو چرخوندم تهیونگ

بود... یه پیرهن مردونه نسکافه ای و یه شلوار پارچه ای

مشکی تنش بود موهاش رو حالت داده بود.. همین جوری

بهش خیره شده بودم زیادی جذاب شده بود....

از پله ها اومد پایین اومد سمتم خم شد و بوسه ای

رو لبم گذاشت...

تهیونگ: قشنگم من دیگه میرم.

ات: باشه ته ته جونم مراقب باش

تهیونگ: به راننده میگم باید دنبالت

ات: باشه عشقم..

دوباره اومد بوسم کرد..

تهیونگ: دلم نمیخواد برم

ات: عشقم نمیشه که برو دیگه

اومد کنارم رو مبل نشست منو بلند کرد و گذاشت رو پاش

سرش رو داخل گودی گردنم فرو کرد..

تهیونگ: خوش بو ترین زن دنیا مال منه

از حرفش خندم گرفت..

ات: ته ته داره دیرت میشه پاشو برو دیگه

با حرفم بلند شد دستش رو زیر باسنم گذاشت

برای حفظ تعادل دستم رو دور گردنش و پامو دور کمرش

حلقه کردم...

تا دم در رفت در رو باز کرد منو گذاشت زمین..

تهیونگ: عشقم من دیگه رفتم..

بغلم کرد و بوسیدم..

ات: باشه ته بای بای..

از در رفت بیرون براش دست تکون دادم..

این روزا خیلی شیطون شده بود تهیونگ

به ساعت نگاه کردم..

ساعت 6 و نیم بود ساعت 8 کنسرت بود.

پس هنوز وقت داشتم..

رفتم رو مبل نشستم...

گوشیم زنگ خورد به شماره نگاه کردم..

تهیونگ بود..

هنوز دو دقیقه نیست رفته زنگ زد..

گوشی رو برداشتم و تماس رو وصل کردم

ات: جونم ته

تهیونگ: عشقم دلم برات تنگ شده

خندم گرفته بود...

ات: ته تو دقیقه نیست رفتی کی دل تنگ شدی

تهیونگ: نه خیرم من 5 دقیقه و 23 ثانیه هست که ازت دورم

داشت به طور بامزه ای حرف میزد..

ات: ته خیلی لوس شدی

تهیونگ: نه خیرم لوش نشدم راستی پرنسسم من بچه میخوام..

از حرفش جا خوردم بچه؟

ات: تهیونگ چی میگی؟

تهیونگ: زن بادیگاردم حامله شده، منم بچه موخوام

ات: تهیونگم مگه بچه ای؟

تهیونگ: من بچه میخوامممممم

ات: هیس تهیونگ آروم تر..

تهیونگ: ببین حتی پسرا هم تاُیید کردن

ات: تهیونگ آبروم رفت..

تهیونگ: به من چه امشب من باهات کار دارم دوتا بچه خوشگل داخلت میکارم...

صدای خنده اعضا از پشت خط شنیده میشد..

واییی آبروم با خاک یکسان شد..

ات: تهیونگ عشقم آروم تر حرف بزن آبروم رو بردی

تهیونگ: قطع میکنم پرنسسم کاری انجام نده انرژیت
رو واسه شب نگه دار..

همین که خواستم حرف بزنم گوشی رو قطع کرد..

وایییی آبروم رفت بدبخت شدم..

به ساعت نگاه کردم واییی دیرم شد...

به سمت بالا رفتم..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادامه دارد..

دو پارت بعد پارت آخره🤗

عشقام عصر بیاید دوباره پارت میزارم🎀

شرط هم نداریم.🎉

اگه درخواستی داشتید بگید بنویسم البته بعد اینکه
این چند پارتی تموم شد مینویسم و بگید بعدی از کی باشه🌌✨

مرسی که حمایت میکنید بوس بهتون 😘بای بای 👋🏻👋🏻
دیدگاه ها (۹)

چند پارتی از تهیونگ (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت هشت ــــــ...

تکپارتی از جونگکوک (درخواستی) (وقتی پریودی و اون تحریک میشه)...

تکپارتی از جونگکوک ( درخواستی) (وقتی پریودی و اون تحریک میش...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی روت خیلی حساس بود) پارت سومـــــــ...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت ششــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط